تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
است ، پىبرده باشد . بارى ، مقصود از زمين‌ها ، اجرام سيارات فلكى است - كه سابقاً بحث آن گذشت - و مراد از كوه قاف ، سايهء مخروطى زمين است كه مانند كوهى بزرگ نمايان است - چنان‌كه پيش از اين تحقيق شد - و اين خبر نيز از جهت تعدد كوه قاف و از جهت اين كه مىگويد : در پشت هر زمينى كه كوه قافى است ! مؤيد تحقيق سابق است و وجه تأييد اين است كه هر يك از سيارات - چون عطارد و غيره - در نتيجهء پنهان بودن خورشيد در پشت نصف آن ، هميشه داراى سايهء مخروطى بلند و هيكل سبز رنگ هول انگيزى است ، چنان كه وضعيت زمين ما نيز كاملًا همين طور است ، چنان كه در مبحث اول اين كتاب آمده است . * * * باقى ماند كلام در درياهاى هفت‌گانه كه فاصل بين زمين‌هاست و تحقيق در اين معنا به بيان مقدمه‌اى نياز دارد و آن اين كه به عقيدهء متأخرين ، فضا سرتاسر از مركز خورشيد تا فلك « نپتون » پر از مادهء لطيف سيال روانى است كه آن را « اتر » گويند . و اين فضا مملوّ ، به ملاحظهء تعدد مدارها و گذرگاه‌هاى سيارات هفت‌گانه يا نه‌گانه به هفت يا نه قسمت قابل تقسيم است . پس يك قسمت فضاى موجود بين فلك عطارد و فلك زهره به شكل بيضى است و يك قسمت فضاى موجود بين فلك زهره و فلك زمين است و هم‌چنين تا نُه قسمت ، البته در صورتى كه همهء سيارات را حساب كنيم و تا هفت قسمت در صورتى كه فقط سيارات قابل رؤيت را به شمار آوريم - تحقيق اين مطلب در مسئلهء انحصار زمين‌هاى هفت‌گانه خواهد آمد - . پس در صورتى كه وجود اين هفت قسمت - ولو به طور فرضى - متصور باشد ، چه مانعى دارد كه بگوييم : مقصود از درياهاى هفت‌گانه همان هفت قسمت فضاى موجود بين مجارى سيارات است و مخصوصاً مناسبت و مشابهت نام بين دريا و اين فضاها از چند وجه موجود است :