مىتوان گفت نه سرماست و نه گرما ، يعنى حرارت و برودت را در آنجا قوتى نيست ، زيرا كه ظاهر از « حرّ » شدت سخونت و ظاهر از « برد » شدت ضد آن است و بر شما معلوم شد كه سرما و گرما را در ما بين مريخ و مشترى شدتى نيست و همان جا محل آن سيارات كوچك است « 1 » .
* * * مسافت آن اراضى : و اما اين كه فرمود :
« طولُ كلِّ أرضٍ مَسيرةٌ سَيرةُ عَشر ألْفِ سَنَةٍ ؛
درازى هر زمينى ده هزار يا يكصد سال راه است . » پس هر گاه كلمهء « عشر » را به ضم عين و سكون شين بخوانيم ( همچنان كه لفظاً مناسبتر است ) طول در آن انجم كنايه از مسافت سطوح آنها خواهد بود و چون ده يك هزارم سال يكصد سال است ، منافات بامقاديرى كه اهل هيئت جديد براى سطوح آن ستارگان معين كردهاند ، نخواهد داشت به ويژه كه ميزان مسافت و مسيرى كه در اخبار وارد شده بر ما مجهول است و اگر كلمهء « عشر » را به فتح عين و شين بدانيم ، احتمال مىرود كه مراد از ده هزار سال راه مسافت هر يك از آنها ، طول مدارات و به اعتبار مسافت افلاك هر يك به دور خورشيد باشد و اين كه طول مسافت از هر يك آنها تا زمين ما مثل ده هزار سال راه باشد . پس استدلال مىكنيم به اين توجيه نيز بر نزديك بودن افلاك آنها به يكديگر - .
اگر چه از ما خيلى دورند - چنان كه همين عقيدهء متأخرين است !
گفتار هفتم : خبرى است در كتاب الدرّ المنثور مستند به ابن عباس ، مصاحب پيغمبر صلى الله عليه و آله :
سَيِّدُ السَّمواتِ التي فيها العَرشُ ، و سَيِّدُ الأَرضينَ التي أنتُمْ عَلَيْها ؛
سرور آسمانها ، آسمانى است كه عرش بر روى آن و سرور زمينها ، زمينى است كه شما بر روى آنيد .
هامش
( 1 ) . گفتيم : عدهء آنها متجاوز از سيصد و محل و مدار آنها بين مريخ و مشترى است و مقصود از اراضى كه در خبر مزبور ذكر شده ، همانهاست . ( ف )