و يا مراد سيارات داخلى نظام شمسى ماست و بنابراين ، وجه دوم فرمايش پيغمبر صلى الله عليه و آله اشاره به ستارههاى كوچكى است كه بعد از سال 1215 هجرى كشف گرديده و آنها نيز زمينهايى هستند كه به دور خورشيد ما گردش مىكنند ، ولى خيلى از زمين ما كوچكترند و تعداد آنها نيز نزديك به عددى است كه در خبر مزبور وارد شده است ، زيرا آنچه تاكنون كشف شده ، بيش از سيصد و كمتر از چهارصد ستاره است و مدار آنها متوسط بين مشترى و مريخ است ! پس آنها بعد از مريخ ، از همهء زمينهايى كه در پشت زمين ماست ، به زمين ما نزديكترند ، زيرا مناسب با اسم وجه و روى براى جرم زمين ما آن نصفى است كه روبهروى خورشيد است و پشت زمين ما به جانب مريخ و مشترى است . پس مناسبت اين كه فرمودهاند : در پشت كوه قاف يعنى پشت سايهء مخروطى زمين ما ، چنين زمينهايى است ، روشن مىشود « 1 » ( براى مزيد توضيح به شكل آخر مقدمه رجوع شود ) .
* * * و اما اين كه فرمود : آن زمينها از طلا يا نقره و امثال آن است ، ما را راهى به نقض و انكار آن نيست ، زيرا تا كنون پى به حقيقت اين ستارگان نبردهايم . شايد غالب اجزاى بعضى از آنها طلا يا نقره و غيره باشد و از اين گذشته محتمل است مراد از اين كه فرمود : « من ذهب » از قبيل طلا باشند و اين سبك استعمال الفاظ در عرف عرب و شرع معمول است ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . خلاصهء شرح توجيه و تقريب مزبور اين است كه روى زمين آن قسمتى است كه محاذى با خورشيد و پشتش آنقسمتى است كه در جهت مخالف خورشيد است و چون سايه مخروطى هميشه در پشت زمين است ، اخبار وارده در اين كه كوه قاف در پشت زمين است ، بسيار مناسب است و نيز چون مدار و محل مريخ و مشترى نسبت به خورشيد بعد از زمين است ، صحيح است كه بگوييم جاى مريخ و مشترى و نجوم كشف شده بين آنها در پشت زمين يا در پشت سايهء مخروطى زمين است و بنابراين توجيه ، اخبارى هم كه مىگويد اراضى مزبور در پشت زمين يا در پشت كوه قاف است ، بسيار مناسب خواهد بود . ( ف )