و هم از ائمه عليهم السلام روايت شده است كه كوه قاف مانند زمرد يا زبرجد سبز است و سبزى رنگ آسمان هم از جنس و از قبيل همين رنگ است ؛ يعنى آن هم ناشى از اختلاط نور منعكس از زمين است با ظلمت مطلقى كه در فضا موجود است .
ديگر آن كه وجود كوه قاف از خصايص زمين ما نيست ، بلكه همهء اراضى هفتگانهء سياره ، داراى كوه قاف - كه عبارت از سايهء مخروطى است - مىباشد ، چنانكه در خبر « ابن عباس » نيز بر اين معنا تصريح شده است .
ديگر آن كه بعضى اخبار ناطق بر اين است كه كوه قاف محيط بر خلايق است و بعضى اخبار ديگر ناطق بر اين است كه آن كوه ، در پشت زمين ماست ! و بين اين دو معنا ، تضادى نيست ، زيرا كه سايهء مخروطى زمين در شبها بر ما احاطه دارد و روزها در پشت زمين ماست و هميشه بر خلقى احاطه دارد .
ديگر آن كه طول و عرض اين سايه ، سيصد فرسنگ است . چنان كه در اخبار نيز وارد است كه طول و عرض كوه قاف هزار سال راه و دو طرف آسمان دنيا ، بدان پيوسته است . چون اخبار كوه قاف را در رسالهء جداگانه شرح داده و مطابق آراى متأخرين و كشفيات نوين ، انطباق قطعى آن را بر سايه مخروطى زمين ثابت نمودهام ، ديگر در اينجا سخن را دراز نمىكنيم . « 1 »
* * * زمينها : در شرح قسمت « سبعون أرضاً » بهتر آن است كه بگوييم مقصود از زمينهاى بسيارى كه در خبر مزبور يادآورى شده ، يا سيارات خارج از نظام عالم شمسى ماست ، زيرا چنان كه بعداً ذكر خواهيم كرد علاوه بر خورشيد ما آفتابهاى بزرگ بسيار و در اطراف هر يك از آنها ، ستارگان بىشمار است كه هر يك براى ساكنان خود زمين و داراى كوهها و دشتهاست .
هامش
( 1 ) . اين رساله اخيراً به ضميمهء چاپ دوم عربى الهيئة و الإسلام در 30 صفحه مستقل ، تجديد طبع شده است . ( خ )