زمين از ابزار و وسايل علمى مزبور ، نشان و اسمى هم نبوده تا چه رسد به مسمى !
ولى متأسفانه اظهار اين حقايق از طرف اولياى اين دين ، چون مقرون به برهان حسى نبود محدثين قدما بر آن اعتماد نكرده و گمان كردند اينها از ظواهرى است كه محتاج به تأويل است و از اين رو ، ظواهر اين گونه اخبار را با معلومات رايج در عصر خود ، تطبيق و بدان تأويل مىكردند ! ولى ما هم اكنون مىپردازيم به نگارش پارهاى از گفتارهاى اين آيين پاك كه در نتيجهء بررسى و تحقيق به دست آمده و بدان پىبردهايم و يارى از خداست .
گفتار يكم : در قرآن مجيد آمده است :
« اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ سَبْعَ سَمواتٍ وَ مِنَ الأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » « 1 » ؛
خداوندى كه آفريد هفت آسمان و از زمين مانند آن .
يعنى مانند آسمانها در شماره و تعداد . پس شمارهء زمينها نيز هفت است . همهء مفسران و حافظان قرآن از قديم و جديد ، بر اين تفسير اجماع داشته و شايد تمامى آنان در تفسر اين آيهء شريفه ، اخبار تعدد زمينها و كثرت عوالم را ذكر كردهاند چرا كه از كلمهء « مثلهنّ » عموم تشبيه در تعداد و ترتيب استفاده مىشود ، يعنى چنان كه آسمانهاى هفت گانه روى همديگر است ، بايستى زمينهاى هفتگانه نيز چنين باشد و به زودى ما روايات مربوط به اين موضوع را در « مسئلهء هفتم » خواهيم آورد .
« ابى السعود بن محمد العمارى » كه از فضلاى قرن نهم هجرى است ، در تفسير خود گويد : « جمهور مسلمين برآنند كه زمينها هفت است و در ترتيب خلقت بالاى يكديگر قرار گرفته و مسافت ما بين هر زمين تا زمين ديگر ، مانند مسافت بين آسمان و زمين است ! . . . »
مىگويم : تفسيرى كه وى از جمهور مسلمانان نقل كرده بر اراضى سيارهء هفت گانه
هامش
( 1 ) . طلاق ، آيهء 13 .