تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
اما اخبار و احاديث روايت شده از پيغمبر و ائمهء اطهار عليهم السلام بسيار زياد است و ما فقط به ذكر پنج خبر اكتفا مىكنيم : خبر اول : در كتاب احتجاج و جلد 14 بحارالانوار از حضرت صادق عليه السلام است كه در ضمن جواب‌هايى كه به زنديق مىداد ، فرمود : إِنَّ الأشياءَ تَدُلُّ عَلى حُدُوثِها مِن دَوَرانِ الفَلَكِ بمافيهِ و هي سَبعةُ أفلاكٍ ، و تَحَرُّكِ الأرضِ و مَن عَليها و انْقِلابِ الأَزْمنةِ وَ اخْتِلافِ الوَقتِ ؛ به درستى كه خود چيزها دليل حدوث خود هستند ، مثل دوران و گردش فلك به آنچه در اوست و آن هفت فلك است و مثل حركت زمين و آنچه بر اوست و مثل انقلاب زمان‌ها و اختلاف وقت‌ها . . . . پس اين كه زمين و ساكنان زمين را - اعم از بشر و يا ساير موجودات - متحرك دانسته ، خود تصريح به اثبات حركت استمرارى كرهء زمين است مثل حركت ساكنان آن و مثل حركت اجرام فلكى از لحاظ حس و انتقال مطابق مقتضاى قياس قديم و اين خبر را هيچ محمل و وجهى نيست جز نظريه متأخرين در باب حركت زمين اعم از حركت شبانه‌روزى و ساليانه ، ولى كلمات اين خبر با حركت شبانه‌روزى مناسب‌تر است ، زيرا حركت ساليانه اجمالًا از جملهء « دوران الفلك بما فيه » مفهوم است ، چه آن‌كه زمين نيز از جملهء چيزهايى است كه در فلك است و شرح آن مطابق آنچه در گذشته هم گفتيم ، اين است كه بنابر عقيدهء متأخرين و بر طبق ظواهر شرع ما ، فلك در حقيقت چيزى نيست جز مدارهاى مفروض براى اجرام عُلوى ، پس هم‌چنان كه وجود مدار فقط به فرض و به اعتبار جرم است ، دَوَران نيز به لحاظ و به اعتبار آن جرم است كه در او گردش مىكند ، پس اين كه فرمود : « من دوران الفلك بما فيه » مقصود اين است كه حركت افلاك فقط به اعتبار و به لحاظ حركت اجرامى است كه در آن گردش مىنمايد چنان كه مىگوييم « جرى النهر » به اعتبار جريان آب در « نهر » و « تحركت الباخرة » به واسطهء حركت نيروى برق يا بخار كه در « كشتى » است و هم‌چنين حركت