تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
ندارد كه زمين در مقر معينى ساكن بوده سير و دورانى نداشته باشد ، زيرا كه ميخ بر دو قسم است : قسم اول : خارجى است و آن ميخى است كه به وسيلهء آن چيزى را به چيز ديگرى مربوط سازند ، براى اين كه چيز اولى از مقر خود زايل نشود ، مانند ميخ افسار چارپايان كه بر طويله كوبند كه چارپا از جاى خود فرار نكند ! و اين قسم ميخ كه مقصود از آن نگهداشتن چيزى است ، در جاى خود ناچار بايد بر چيز ديگرى كوبيده شود ، نه بر خود آن چيز كه مقصود نگاهدارى آن است . ببين اگر ميخ افسار چارپا را بر خود چارپا بكوبند ! بلا مانع فرار خواهد كرد ! قسم دوم : داخلى است . و آن ميخى است كه به وسيلهء آن اجزا چيزى را به يكديگر مربوط و متصل سازند ، مانند ميخ‌هايى كه بر تخته‌هاى درب يا ميز و صندلى كوبيده مىشود كه اجزا به هم متصل و از آن درب يا سرير تشكيل شود و مثل ميخ‌هايى كه بر تخته‌هاى كشتى كوبيده مىشود تا اجزا و قطعات آن از هم جدا نشود و بديهى است اين قسم ميخ بر عكس قسم اول ، ناچار بايد برخود آن چيزى كه مقصود استوارى و استحكام آن است كوبيده شود ، نه بر چيز ديگرى . اكنون بعد از ملاحظهء تقسيم مزبور نگاه كن به كوه‌ها - كه ميخ‌هاى زمين