تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
محسوبند - ببين آيا تثبيت شده در خود كرهء زمين هستند - مطابق قسم دو - يا بر چيز ديگرى غير از كرهء زمين - موافق قسم اول - ؟ هيچ عاقلى ترديد ندارد در اين كه كوه‌ها ميخ‌هاى داخلى و كوبيده شده در خود كرهء زمين هستند ، براى آن كه اجزا آن را به هم ربط داده ، هيئت پيوندى آن را از متفرق شدن حفظ كنند و ايجاد نشده‌اند براى آن كه آن را از گردش و حركت باز دارند ! و هرگاه مطابق نظريه متقدمين براى ساكن نگاه داشتن زمين خلق شده بودند ، خوب بود وصل شده در چيز ديگرى غيره از كرهء زمين باشند ! پس اين كه شريعت ما كوه‌ها را ميخ زمين دانسته ، نه مقصود براى بيان سكون زمين است ، بلكه بر عكس و بر خلاف رأى متقدمين ، حركت زمين را اعلام نموده است و وجه اين مدعا به طور خلاصه آن است : كرهء زمين به عقيدهء قدما نقطه مركزى و در وسط حقيقى تمام كرات است و از جاى خود حركت نمىكند و در اين صورت چه احتياجى به ميخ و مسمار دارد ؟ اعم از اين كه مايع باشد يا جامد ، زيرا كه با فرض مركزيت و وسطيت ، چنان تنگ افتاده كه گمان نيست نه خودش از جا حركت كند و نه اجزايش از هم جدا شوند ! پس كوبيدن اين ميخ‌ها در آن يك نوع كار عبث و بيهوده خواهد بود و از اين جهت مىبينى كه قدما - از قبيل علامهء رازى و مجلسى قدس سره - كه قائل به سكون زمين بوده‌اند ، در تفسير اين آيات دچار حيرت و تشويش بزرگى شده‌اند . و اما بنابر قول كسى كه قائل به حركت زمين است ناچار بايد ميخ‌هايى از كوه و كمر در زمين موجود باشد ، چه اگر زمين گل يا خاك خالص بود و خالى بود از اين كوه‌هاى محكم كه در اعماق زمين فرورفته و اركان و قطعات آن را به هم پيوسته است ، با اين حركات سريع و گوناگون يك باره در فضا پراكنده مىشد ، چه حركت شبانه‌روزى زمين در هر دقيقه چهار فرسنگ و حركت ساليانه‌اش در هر ثانيه بيش از اين است و با اين سرعت سير عجيب ، فقط وجود كوه‌هاست كه اجزاى آن را از