تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
« وَالأَرْضَ بَعْدَ ذ لِك دَحاها » ؛ يعنى زمين را از مقر خود راند . و اين تفسير مأخوذ از قول عرب است كه مىگويند : « دَحَا المَطرُ الْحِصى عَن وَجْهِ الأرضِ فَيَدحُو تُرابَها ، و مِنهُ أَدْحَى النعامُ » « 1 » و بديهى است كه جا به جا شدن سنگ و خاك از روى زمين ، مستلزم اين است كه اجزاى آن غلطان شود و همين خود مشتمل بر حركت وضعى و انتقالى است . 3 . يكى از صفات و القاب معروف حضرت على عليه السلام « داحى باب خيبر » است ، يعنى پرتاب كنندهء درب خيبر و غالباً هر چيزى كه پرتاب شود ، به دور خود چرخ هم مىزند . « 2 » 4 . در صحاح جوهرى است : « الأُدْحُوَّةُ مَبيضُ النِعامِ فِي الرَمْلِ ، لِأنَّها تَدحُوهُ عِندَ حَفْرِها بِرِجْلِها ثمّ تَبيضُ فيهِ » « 3 » و روشن است كه چون شتر مرغ ريگ‌ها را براى تخم گذاردن پس مىزند ، ناچار ريگ‌ها غلطان شده مانند زمين حركت و چرخش پيدا خواهد كرد و هم‌چنين است غلطاندن شتر مرغ تخم خود را ! 5 . در كتاب اقرب الموارد است : « دَحَا الْمَطَرُ الحِصى عَن وَجْهِ الأرضِ دَحْوًا ويقال للّاعبِ بِالجَوزِ أَبْعِدِ الْمَرمى وَ ادْحُهُ : أيارمِهِ وَ مَرَ الفَرْسِ يَدْحُو دَحْواً رَمى بِيَدَيْهِ
هامش
( 1 ) . باران ، سنگ ريزه و خاك را از روى زمين راند و پنجهء شتر مرغ خاك را از جا برانگيخت . ( ف ) ( 2 ) . در اين باره آثار و اشعار فراوانى وارد شده و « دحو باب خيبر » با معناى گسترش سازش ندارد . ابن ابى الحديد مىگويد :يا داحِيَ البابِ التي عن هَزِّها * عَجَزَتْ أَكُفُّ أرْبعينَ و أربعٍو در ارشاد مفيد ، در تعريف صخره‌اى كه على عليه السلام از فم القليب كنده است مىگويد : على عليه السلام آن را حركت داد و سپس با دست خود آن را از جاى كند و آن را چندين ذراع پرتاب كرد . و سيد اسماعيل بن محمد حميرى در قصيدهء خود گويد :فكَأنَّها كُرةٌ بكَفِّ حزور * عيلِ الذراعِ دَحا بها في مَلْعَبٍ( 3 ) . « ادحوة » محلى است از ريگزار كه شترمرغ براى تخم گذاردن تهيه مىكند و وجه تسميه آن است كه ريگ را باپاى خود پس مىزند و در گودى آن تخم مىگذارد . ( ف )
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 143 | خسرو شاهى / السيد هبة الدين الشهرستاني