تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
سبابه را بر بند انگشت ابهام نهاده حلقهء مدورى تشكيل دهند . و قدما از ظاهر اين تمثيل چنين استفاده مىكردند كه امام عليه السلام بر تمام كائنات احاطه دارد . ولى گمان من اين است كه مقصود آن حضرت ، اين بوده كه بفهماند زمين در ديدگاه اهل‌بيت « كره » اى است ناتمام كه قطبين آن مسطح و ساير جهاتش با وجود كوه‌ها و گودال‌ها باز هم مستدير است ، چنان كه مشت بسته دو سمت آن از جهت پهلوى انگشت كوچك و روى سبابه و ابهام مسطح و اطرافش با وجود بلندى و گودى انگشتان و شكاف آنها باز هم مدوّر است . اين انصافاً تشبيه بسيار مناسبى است ! و اين كه امام عليه السلام در اين خبر عقيده به كرويت زمين را مخصوص اهل بيت دانسته حق است ، زيرا كه در آن زمان هيچ كس به اين عقيده نبوده و اكنون بعد از هزار سال ، متأخرين بدان پىبرده‌اند . خلاصه آن كه : آثار شريعت اسلام در قسمت شكل زمين ظهور كافى و نيرومندى در عقيدهء متأخرين داشته و چيزى كه منافات ظاهرى با هيئت جديد داشته باشد در اخبار و آيات يافت نمىشود . و اما سطحى كه در آيهء : « وَ إِلَى الأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ » « 1 » براى زمين معرفى شده ، اعم از سطح محدّب ومقعّر و مستوى است و معلوم نيست كه مقصود سطح مستوى بوده تا منافى با سطح كروى باشد ، و نيز مقصود از كلمهء « بساط وفراش » در آيهء : « جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ بِساطاً » « 2 » ( و يا ) « جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِراشاً » « 3 » قابليت زمين است براى اقامت حيوانات بر روى آن و نيز براى سكونت و زراعت و سهولت سير و حركت ، چنان كه بعد از اين آيه مىفرمايد : « لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا » ؛ براى آن كه در راه‌هاى آن آمد و شد كنيد . و اين مطلب براى اشخاص منصف و هوش‌مند روشن است .
هامش
( 1 ) . غاشيه ، آيهء 20 : و زمين را كه چسان گسترده شده . ( 2 ) ( 3 ) 2 و . سورهء نوح آيهء 19 و بقره ، آيهء 22 : خداوند زمين را براى شما فرش كرده است . ( خ )