تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
نماز مغرب واجب است كه خورشيد از خود آنها پنهان شود « 1 » و . . . « 2 » » . دلالت اين خبر بر مقصود ما از اين راه است كه آن مرد براى مطلب خود استدلال كرد به اختلاف طلوع و غروب ( كه ناشى از كروى بودن زمين است ) و چون حضرت صادق عليه السلام كلام او را از جهت اختلاف مشرق و مغرب تأييد فرمود ، معلوم مىشود كروى بودن زمين در ميان مسلمانان امر مسلمى بوده است و از فتاوى فقها در باب « صلوة » و « مواريث » و غيره نيز اين معنا استنباط مىگردد . دليل چهارم : در باب حج كافى و وافى و بحارالانوار به سند قوى از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است : « خدا گسترد و پهن كرد زمين را از زير كعبه تا منى ، و از منى تا عرفات و سپس از عرفات به سوى منى » « 3 » . مرحوم « مجلسى » از اين خبر كروى بودن زمين را كشف نموده و اين در صورتى است كه « دحو » به معناى كشيدن و گستردن باشد و معنا چنين مىشد كه خدا زمين را از محل كعبه كشيد تا محل منى و از محل منى تا محل عرفات - و عرفات نسبت به مكه در عقب منى واقع شده - و از عرفات كه زير مركز زمين است ، كشيد تا آن‌جا كه آغاز نموده بود ، و آن محل ، « كعبه » است . و اگر « دحو » را به معناى حركت دادن بگيريم ، باز هم به ملازمه عقلى كرويت
هامش
( 1 ) . متن حديث : عَنِ الإمامِ جَعفرٍ عليه السلام أنّه قال : صَحِبَني رَجلُ يَمْسي بِالْمَغرِبِ و يَغْلِسُ بِالفَجْرِ فَكُنتُ أنا أُصَلّي المَغرِبَ إذا وَجَبَت الشَمسُ و أُصَلّي الفَجرَ إذا اسْتَبانَ لي فقال لي الرجلُ : ما يَمنَعكَ أن تَصنَعَ مِثلَما أصنَعُ فإنّ الشمسَ تَطْلُعُ عَلى قومٍ قَبلَنا و تَغرِبُ عَنَّا و هيَ طالعةٌ عَلى آخَرِينَ بَعدَنا ؟ قال عليه السلام فقُلت : إنّمَا عَلينا أن نُصَلّي إذا وَجَبَتِ الشمسُ عَنّا و إذا طَلعَ الفَجرُ عِندَنا لَيسَ عَلينا إلَّا ذلكَ ، و على أُولئك أن يُصَلُّوا إذا غَرُبَتْ عَنهم . ( 2 ) . خلاصه ايراد آن است كه شما در موقع غروب مىتوانيد نماز صبح را بخوانيد ، زيرا كه همان موقع در يكى از آفاق عالم صبح است و صدق مىكند كه نماز صبح را در صبح به جا آورده‌ايد . و خلاصهء جواب آن است كه اهل هر افقى بايد طلوع و غروب خورشيد را نسبت به افق خود مناط عمل بگيرند نه مطلق طلوع و غروب را ( ف ) . ( 3 ) . قال : إِنَّ اللَّهَ عَزَّوجلَّ دَحَا الأرضَ مِن تَحتِ الكَعبةِ إلى مِنى ثمّ دَحاها مِن مِنى إلى عَرَفاتَ ثمّ دَحاها مِن عَرَفاتَ إلى مِنى . إلخ .
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 130 | خسرو شاهى / السيد هبة الدين الشهرستاني