فرض مىكند ( و در تشبيه مدار مستطيل به دريا وجوهى است كه در مقالهء نهم از مسئلهء تعدد زمينها ، بيان خواهيم كرد ) .
ايراد : گفته مىشود كه اين خبر براى سير خورشيد هم فلكى قائل شده و حال آن كه در هيئت جديد ، خورشيد ساكن و مركز كليهء حركات است ؟
جواب : به زودى در مسئلهء حركت خورشيد ثابت خواهيم كرد كه خورشيد نيز در پندار متأخرين دو حركت دارد يكى « وضعى » كه در محل خود به دور خود مىچرخد و ديگرى « انتقالى » كه با تمام اقمار خود ( از سيارات و حتى ماه و زمين ما ) در فضاى نامحدود حركت مىكند « 1 » و براى افادهء همين معناست كه در خبر مزبور خورشيد و ماه هر دو را با هم در فلك روان دانسته است .
ممكن است مقصود از تشبيه فلك به درياى دراز و كشيده ، اشاره به عقيده استاد « كمپل » آمريكايى باشد كه به نظر وى ، خورشيد هميشه از سمت جنوب به سوى شمال با كليهء توابع خود ، به خط مستقيم در حركت است - اين نظريه را هم در مسئلهء حركت خورشيد تشريح خواهيم كرد - .
دليل سيزدهم : در خصال صدوق و مجلد چهاردهم بحارالانوار و غيره ، اين خبر را از حضرت باقر عليه السلام نقل كردهاند كه فرمود : « هنگامى كه خدا ابر را آفريد ، ابر بر خود باليد و نازكنان گفت : چيست كه بر من چيره شود ؟ از اين رو خدا فلك را آفريد و ابر را زبون و در فلك به گردش انداخت . « 2 » اين حديث را شرحى بايد تا مزاياى ناپيداى آن
هامش
( 1 ) . خواهد آمد كه خورشيد با كليهء سيارات تابعهء خود به دور خورشيد ديگر مىگردد و به عبارت ديگر : نظام عالمشمسى ما نسبت به آن آفتاب ، به منزلهء زمين است نسبت به خورشيد خودمان ، مثلًا همان طورى كه ماه تابع زمين ماست و به گرد زمين مىچرخد و زمين و ماه هر دو با هم به منزلهء كرهء واحد تابع خورشيد و به دور آن چرخانند همين طور خورشيد ما هم باكليهء توابع خود ( از زمين و ساير سيارات و اقمار آنها ) به منزلهء يك سياره و يك تابع از جملهء توابع خورشيد بزرگ ديگرى است و به دور آن چرخ مىزند ( و شايد نظام عالم شمسى ما كوچكترين سيارهء آن خورشيد باشد ) . ( ف )
( 2 ) . إنَّ اللَّهَ لما خَلقَ . السِحابَ فَخَرَّتْ و ذَخَرَتْ و قَالَتْ : أيُّ شَيءٍ يَغْلِبُنِي ؟ فَخَلقَ اللَّهُ الفَلكَ فَأَدارَها بِها و ذَلَّلَها . إلخ .