تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
سازش دارد ، چه گردش را به خود اختران نسبت داده و اين معنا با رأى قدما راست نيايد ، زيرا در پندار آنان گردش مربوط به خود اجرام نيست ، چه اجرام را ثابت و مركوز در فلك مىدانند ، و نيز كار فلك نباشد ، زيرا گردش فلك را فقط « محورى » مىدانند نه « انتقالى » . دليل هفتم : در كتاب احتجاج و جلد 14 بحارالانوار است كه حضرت صادق عليه السلام ضمن محاوره با زنديق فرمود : « و از قبيل تدبير خدا دربارهء اخترانى كه در فلك شنا مىكنند » « 1 » . و دلالت نص اين خبر ، بر مقصود ما و تقويت رأى متأخرين و تضعيف عقيدهء متقدمين روشن است و با مراجعه به مندرجات دليل اول و دوم ، مطلب روشن‌تر خواهد بود . دليل هشتم : در بحارالانوار و رسالهء « استخارات » سيدبن طاووس است كه معصوم عليه السلام خدا را به قدرت ستوده ، مىفرمايد : « و تو قادرى بر نقل كردن اختران در گردش و مدار خود » « 2 » نسبت نقل و حركت به خود كواكب دادن موافق مقصود ما و مخالف رأى پيشينيان است . دليل نهم : در كتاب‌هاى : كافى و وافى و بحارالانوار و انوارالنعمانيه و تفسير قمى و من لا يحضره الفقيه با سندهاى قوى آمده است كه على بن حسين عليهما السلام در ضمن حديث خسوف و كسوف فرمود : « خدا فرشته‌اى را كه بر فلك گماشته فرمان مىدهد كه جابه‌جا كند فلكى را كه بر اوست مجراى خورشيد و ماه و ستاره‌گان » « 3 » . ظاهر خبر آن است كه فرشته يعنى جوهر قدسى ، دايره‌اى را كه مجراى هر يك از اجرام است از جايى به جايى نقل مىكند ! و مقصود از مفرد آوردن لفظ فلك ، جنس كلى است و ممكن است كه مقصود فرد باشد و در اين صورت هم اشكالى از تصور يك مدار براى
هامش
( 1 ) . و من تدبير النجوم التي تسبح في الفلك . ( 2 ) . و إنك قادر على نقلها في مداراتها في مسيرها . ( 3 ) . أمراللَّه الملك الموكل بالفلك أن يزيل الفلك الذي عليه مجاري الشمس و القمر و الكواكب . . . .