غيره است :
تفلك ثدي المرئة ؛
و اين هنگامى كه پستان زن گرد شود !
و فلك هر چيز گرد و يا چرخى است ! و چرخ ريسندگى از اين قبيل است !
پس از اين ، مىگوييم : هر كس كه نام فلك را بر زبان آورده مقصودش گردى و چرخى آن بوده ( ولو گردى تقريبى ) و هر گاه در كلمات شرع مقدس اسلام نيز به دقت بنگريم و گفتار محدثين و لغويين را از صدر اسلام مورد مطالعه قرار دهيم ، همه را ناظر بلكه ظاهر در معناى متداول امروز خواهيم ديد كه مقصود از فلك ، مجراى سير ستارهها و مدار حركت فرضى آنها در فضاى پهناور است ، نه به معناى معروف در نزد پيشينيان .
اينك نمونههايى چند از كلمات محدثين و لغويين : « ابن اثير » در نهايه گويد : « فلك مجراى گردش انجم است در آسمان » و صاحب قاموس مىنويسد : « فلك ، مدار ستارگان است » و « ضحاك » گويد : « فلك جسم نيست و فقط مدار اين نجوم است » ( و گفتارى از اين صريحتر نمىتوان يافت ) و « راغب اصفهانى » در مفردات ذكر كرده كه « فلك مجراى كواكب است » و « ابن قتيبه » تصريح نموده كه : « فلك مدار نجومى است كه با خود دارد » .
همهء اين گفتارها و اقوال ناظر و ظاهر در معناى مختار قرن كنونى است و بديهى است تفسيرهايى كه براى لفظ فلك نمودهاند ، از روى اطلاع بر هيئت جديد نبوده ، زيرا اين هيئت تقريباً مربوط به هزار سال بعد از هجرت است « 1 » و نيز پندار و گفتار آنان از روى آگاهى بر حقايق مخفى و اطلاع بر اسرار غيبى نبوده ، زيرا اين دانشمندان از
هامش
( 1 ) . و اشخاصى كه ذكر كرديم همه پيش از ظهور هيئت جديد بودهاند .