سلسلهء انبيا و اوليا و صاحبان الهام و كرامت نبودهاند ، بلكه چون از معناى حقيقى اين لفظ مطلع بوده و به كلمات پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و امناى وى انس داشتهاند ، با افكار آزاد خود از ظواهر الفاظ معنا را درك كرده و بدون هيچ گونه اضافه و پيرايهاى آن را بيان كردهاند ، بر خلاف اشخاصى كه اين شريعت را با اوهام و خرافات مخلوط ساخته هر يك مطابق افق افكار خرافات پرور خود ، چيزى گفته و نوشتهاند .
فلك در شريعت اسلام
اما آنچه از ظوهر شرع دلالت دارد بر اين كه فلك عبارت است از مدار نجوم و مجراى كواكب ، بسيار است و ما به ذكر چهارده دليل اكتفا مىكنيم :
دليل اول : در سوره « يس » بعد از ذكر زمين و آنچه در آن است و بعد از ذكر خورشيد و ماه و منازل آسمانى ، مىفرمايد :
« كُلٌّ فِى فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » ؛ « 1 »
هر يك در چرخى شنا مىكنند .
از اين آيه لطايفى استفاده مىشود . از آن جمله اين كه اجرام آسمانى مطابق گفتار متأخرين در فلك شنا و گردش مىكنند ، بر خلاف پندار پيشينيان كه اجرام عُلوى را مانند ميخ در پيكر افلاك كوبيده دانسته و انتقال آنها را از جاى خود ممتنع شمرده فقط حركاتشان را به تبعيت حركت افلاك پنداشتهاند ! و مطابق اين تعبير « امام فخر رازى » در تفسير خود گفته است : آنچه ظاهر قرآن دلالت دارد اين است كه خود افلاك بر جاى خود ايستاده و ستارگان در آن گردش مىكنند ؛ چنان كه ماهى در آب شنا مىكند !
ديگر آن كه : اجرام سياره در افلاك به ماهىهاى دريا شباهت دارند كه در آيهء شريفه ، سير آنها به شنا تشبيه شده است و به زودى در دليل دوم شرح لطيفى براى اين تشبيه ذكر خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) . يس ، آيه 40 و اين جمله در سورهء انبياء ، آيه 33 نيز آمده است .