و ديگر آن كه هر سيارهاى را يك فلك بيش نباشد - مطابق نظريه متأخرين - زيرا « تنوين تنكير » در لفظ فلك ، مشعر بر وحدت است ، پس آيهء شريفه در معنا آن است كه فرموده باشد : هر يك در يك فلك گردش مىكنند نه در فلكهاى متعدد ، چنان كه متقدمين پنداشتهاند كه هر فلك بزرگى مركب از افلاك كوچك است .
و ديگر ، حركت زمين است ، زيرا كه پيش از اين آيه ، از زمين و آنچه در آن است ، ياد نموده و سپس فرموده هر يك در فلكى شنا مىكنند . به توضيح آن كه لفظ « كلّ » را به طور « نكره » آورده و متعلق آن را حذف كرده و مسلم است كه اسقاط متعلق ، مفيد عموم است ، پس تقدير آيه يكى از دو عبارت خواهد بود :
1 . آن كه « هر يك از همهء آنچه ياد شد در فلكى شنا مىكند » و در اين تقدير معنا چنان خواهد بود كه زمين با هر آنچه در آن است - از جمادات و نباتات و جنبندگان - در فلك شناور است .
2 . آن كه « هر چيزى مطلقاً در فلك شنا مىكند » و بديهى است كه از جملهء چيزها ، زمين است . تعبير دوم موافق مذهب « هرشل » و پيروان اوست كه مىگويند به طور كلى و تحقيق ، هيچ يك از اجسام موجود در فضا ، ساكن نيست ، بلكه هر يك را حركت انتقالى و فلك مخصوصى است ، مانند خورشيد و بروج و اراضى و حتى ذرات اجسام ، هر يك به قدرت خداوندى ، در مدارى حركت مىكنند .
دليل دوم : در سوره نازعات آيهء :
« وَالسّابِحاتِ سَبْحاً » « 1 » ؛
سوگند به شنا كنندگان شنا كردنى .
ظاهر آيه مطابق تفسير جماعتى از قبيل « قتاده » و غيره ، اين است كه « سابحات » كنايه از نجوم است « 2 » و در لغت عرب استعمال « سباحت » به سير سريع در غير آب ،
هامش
( 1 ) . نازعات ، آيه 3 .
( 2 ) . و به معناى تندروان .