تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
آوردن محروم مىسازند . در سورهء النمل در آيهء 25 توبيخ مىفرمايد كسانى را كه آفتاب را سجده مىكنند ( زيرا در آفتاب نور و عظمتى مىبينند ) و مىفرمايد : چرا اين مردم آن خدا را سجده نمىكنند كه همهء حقايق را در مجراى حركت از عدم به وجود مىآورد كه يكى از آنها آفتاب است و بديهى است كه اگر بجريان انداختن واقعيات در مجراى حركت توانايى اثبات عظمت و خالقيت خداوندى را نداشت ، خداوند متعال استدلال به آن نمىفرمود اين جريان را مولوى در موردى از مثنوى در ضمن مناجات چنين گفته است :
اين همه گفتيم ، ليك اندر بسيچ بىعنايات خدا هيچيم و هيچ بىعنايات حق و خاصان حق گر ملك باشد سيا هستش ورق اى خدا اى فضل تو حاجت روا با تو ياد هيچ كس نبود روا اين قدر احسان تو بخشيده اى تا بدين بس عيب ما پوشيده اى اى خدا اى خالق بىچند و چون آگهى از حال بيرون و درون اى خدا اى خالق بىچون و چند از تو پيدا گشته اين كاخ بلند قطرهء دانش كه بخشيدى ز پيش متصل گردان به درياهاى خويش قطرهء علم است اندر جان من وا رهانش از هوى و ز خاك تن پيش از آن كاين خاكها خسفش كند پيش از آن كاين بادها نشفش كند گر چه چون خسفش كند تو قادرى كش از ايشان وا ستانى وا خرى گر در آيد در عدم يا صد عدم چون بخوانيش او كند از سر قدم صد هزاران ضد ضد را مىكشد بازشان حكم تو بيرون مىكشد از عدمها سوى هستى هر زمان هست يا رب كاروان در كاروان باز از هستى روان سوى عدم مىروند اين كاروانها دمبدم
در سورهء النمل از آيهء 60 تا 63 نظم و آيات جهان هستى را بيان مىفرمايد و هشدار مىدهد كه تبهكاران با ديدن اين آيات مىبايست اعتقاد به توحيد داشته باشند ، با اين حال شرك به خدا مىورزند
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 326 | محمد تقي جعفري