تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

منطقه البروج ، الفباء و خط نويسى ، كاغذ ، مركب ، كتاب و كتابخانه و مدرسه و ادبيات . . . و چيزهاى ديگرى براى نخستين بار پيدا شده و رشد كرده و فرهنگ اروپايى و آمريكايى ما در طى قرون از راه جزيرهء كرت و يونان و روم از فرهنگ همين خاور نزديك گرفته شده است . . . » ( 1 ) بنا بر اين ، 1 - نخستين جايگاه بروز علوم و معارف ، مشرق زمين مخصوصا خاور نزديك بوده است . ما توانائى تشخيص دقيق نوساناتى علمى اين دوران را نداريم ، مخصوصا با نظر به اين كه شرايط و انگيزه‌هاى ارتباط علمى انسانها با « واقعيتها براى خود » گوناگون مىباشد . 2 - به استثناى بعضى از دانشمندان يونان كه مىكوشيدند ارتباط خود را با واقعيات از كانال علم برقرار نمايند ، فلاسفه و حكماى آن سرزمين مانند ارسطو بيشتر تفكرات تجريدى داشتند نه تفكرات تجربى و علمى محض . اين بدان معنا نيست كه خدمات ارسطو و ديگر شخصيتهاى فلسفى يونان براى پيش برد معارف بشرى ناديده گرفته شود ، زيرا اين حقيقت نيازى به اثبات ندارد كه آنان در پيشرفت فرهنگ معرفتى بشرى ، مخصوصا ارسطو كمك بسيار زياد و با اهميت نموده‌اند ، با اين حال ارسطو با آن همه اقتدار مغزى فوق العاده كه با جرئت مىتوان گفت : از شخصيتهاى علمى و فلسفى كم نظير تاريخ است با برترى دادن به روش تجريدى و كلى گرايى همزمان با خدمات علمى و فلسفى بدانجهت كه شهرت جهانى او سد بزرگى در برابر انديشمندان شده بود ، جريان علم را از اين كه مستند به تجربه باشد ، تا حدودى راكد ساخت يا لا اقل پيشرفت دانش را به وسيلهء تجربه و مشاهدات متوقف نمود . اما اين كه اگر خدمات ارسطو به علم و معرفت بشرى بطور كلى در برابر تقيد فكرى او به تجريد بگذاريم كدام يك از اين دو پديده بيشتر مؤثر بوده است مسئله ايست عليحده . يعنى آيا خدمات آن شخصيت براى معرفت بشرى آن قدر سودمند بوده است كه ضرر تقيد او به تجربه گرايى در مسير علم و معرفت را جبران نمايد

هامش
( 1 ) تاريخ تمدن - ويل دورانت ترجمهء آقاى احمد آرام و همكاران ايشان ج 1 كتاب اول ص 141
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 258 | محمد تقي جعفري