گذاشتن اجسام و يا ديگر بهره بردارىهاى مناسب ، ساخته شده است . اين شكل كه در اين ميز من مىبينم شكل زيبايى نيست يا براى ميز بسيار شكل مناسبى است .
5 - رياضى دان : - اين موجوديست كه مىتوان در آن نقطهها و خطوط بينهايت را تجريد و تصور نمود .
6 - دانشمند اقتصاد دان : - اين موجوديست كه اگر در جامعه اى كه از اقتصاد سالم برخوردار است در جريان باشد ، قطعا در مجراى عرضه و تقاضا ارزش آن مشخص مىگردد .
7 - اقتصاد دان فيلسوف : - اين موجود مركب است از مادهء خام كه همان چوب و غير ذلك است و از كار كه در آن تبلور يافته و آن را به اين شكل در آورده است و اگر بخواهيم اين موضوع را مورد تحقيق نهايى قرار بدهيم بدان جهت كه پاى جان و روان و « من » انسانى در كار است ، نه مقالهء ابن خلدون در مقدمه براى تعيين دقيق رياضى ارزش اين كار كه روى اين ميز تبلور يافته است كفايت مىكند ، و نه نوشتههاى ريكاردو و ماركس و غيرهم ، زيرا در آنجا كه پاى جان و روان و « من » در كار است الگوهاى كميتى و نمودهاى فيزيكى و تفاعلات شيميائى قدرت ورود به آن عرصه را ندارد .
8 - حقوقدان : - اين يك موجوديست كه در معرض مالكيت و در جريان عوامل گوناگون انتقال و حقوق قرار دارد .
9 - پزشك اين موجود هر چه باشد براى خواباندن بيمار جهت معاينه خيلى مناسب است .
10 - هنرمند : - اين موجود كه مىبايست تبلورى از زيبايى هنرى داشته باشد ، ندارد . لذا هيچ مناسبتى با مطالعات من ندارد .
ملاحظه مىشود كه هر يك از اصناف صاحبنظران كه در بالا متذكر شديم موجود واحد و مشخص ميز را با ديدگاه و هدفگيرىهاى خود مورد توجه قرار داده و اگر مقدارى هم ساده لوح باشد ، اصلا توجهى به ديدگاهها و هدفگيريهاى ديگران ندارد و اگر خيلى دور از ديدگاههاى متنوع علمى آن شخص بوده باشد آنها را مورد انكار قرار مىدهد و مانند مجنون عاشق معروف ، به دنبال ليلى خود مىرود .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 228
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٨