تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
دخالت و تأثير عوامل مورد بحث در علوم و معارف ما در بارهء « واقعيتها براى خود » آن نيست كه همهء عوامل مزبور در هر مورد از علم و معرفتى كه بدست مىآوريم دخالت مىورزند ، بلكه مقصود آنست كه در هر موردى كه يك يا چند عامل و يا وسيله و كانال در ارتباط انسان با واقعيتها مورد بهره بردارى قرار بگيرد آن عامل يا وسيله يا كانال مطابق مختصات خود در علم و معرفت ما تأثير خواهد گذاشت . اكنون مىپردازيم به بحث و بررسى منطقهء دوم كه عبارتست از « جز من » كه شامل همهء واقعيتهاى عينى در جهان برون ذاتى است كه با قطع نظر از درك كننده وجود دارند .

منطقهء دوم - واقعيتهاى جهان هستى براى خود ( جز من ) درك كننده است ، خواه درك كننده اى در بارهء آنها وجود داشته باشد يا نه .

اين منطقه عبارتست از همهء واقعيتهاى جهان هستى ( جز من درك كننده ) كه عبارتست از همهء موجودات و پديده هايى كه در برابر منطقهء يكم ( من و عوامل و وسايل و كانالهاى درك ) قرار مىگيرد ، اگر چه « من » هاى ديگر انسانها بوده باشد حتى اگر چه « من » خود انسان بررسى كننده بوده باشد كه آن را براى بدست آوردن علم در بارهء آن ، براى خويشتن مطرح نموده باشد . قطعى است كه در اين هنگام « من » درك كننده مانند « جز من » است كه در جهان برونى بعنوان واقعيتى براى خود برنهاده مىشود . همچنين آن عوامل و وسايل و كانالهاى معرفتى كه جزئى از موجوديت خود انسان است ، برون ذاتى تلقى مىشوند . در اينجا دو مسئلهء مهم را كه تذكر آنها ضرورى به نظر مىرسد مطرح مىنماييم :

مسئلهء يكم

- هر اندازه بررسى كنندهء « من » خويشتن از رشد مغزى بيشترى برخوردار بوده باشد ، در بررسى « من » از توسل به عوامل و وسايل و كانالها و تصورات خارج از ذات « من » بىنيازتر مىگردد اگر چه آن امور مربوط به اصول و نيروها و فعاليتهاى درونى خود بررسى كننده هم بوده باشد . آنها در صورت علم حضورى ( خود هشيارى ) است كه « من » هم درك كننده است و هم درك شونده و اين پديدهء خود هشيارى در هيچ يك از ارتباطات آدمى با برون ذات و درون ذات خود به وجود نمىآيد . و همان گونه كه اشاره نموديم مختص علم حضورى است كه انسان در اين حال « من » خود را هم درك شونده مىبيند و هم درك كننده . علم ما در هنگام علم