عامل هشتم - طرز روش و هدفگيرى از بدست آوردن علم در بارهء « واقعيت براى خود »
بديهى است هر گونه تكاپو و كوشش براى بدست آوردن علم در بارهء واقعيتها بانگيزگى با روش مخصوص و هدفى است كه وصول به آن هر انسان جوينده را به كوشش و تلاش وا مىدارد . هيچ انديشه و تجربه و تحقيق و پيگيرى در بارهء واقعيات بدون روش خاص و هدف صورت نمىگيرد ، اگر چه آن هدف بدست آوردن راههاى صحيح انديشه و تجربه و تحقيق و پيگيرى بوده باشد ، حتى اگر چه براى تقويت خود انديشه و اراده بوده باشد . ( 1 ) جاى ترديد نيست كه تمركز همهء قواى حسى و مغزى براى وصول به يك هدف در جريان تحقيق و پيگيرى در بارهء شناخت يك واقعيت ، علم حاصل از آن را محدود به امور مربوط به آن هدف خواهد نمود . شخصى را تصور كنيد كه براى پيدا كردن وسائل سوخت مانند هيزم و خار راهى كوه شده است . اين شخص دنبال پيدا كردن وسايل سوخت به حركت و تلاش افتاده است ، بنا بر اين شما نمىتوانيد از اين شخص در بارهء كوه همهء اطلاعاتى را كه در سطوح و ابعاد گوناگون كوه است بدست بياوريد . به همين جهت است كه اگر فرض كنيم شما براى پيدا كردن منبع آب كه زراعت شما را آبيارى نمايد ، رهسپار اين كوه مىشويد در مسير راه آن شخص را مىبينيد كه براى پيدا كردن وسايل سوخت همهء جاهاى كوه را گشته ولى نتوانسته است به هدف خود كه وصول به وسايل سوخت است موفق شود ، حال اگر از چنين شخصى بپرسيد كه آيا در كوه چيزى بود يا نه بديهى است كه او خواهد گفت : نه هرگز ، در كوه چيزى نبود . در اين مورد شما كه براى پيدا كردن منبع آب به كوه