ديگران وسيله ) سرچشمه مىگيرد و جاى ترديد نيست اين كه مادامى كه جريان انديشهها و انگيزهها بر مبناى دو موضوع فوق در جريان مىافتد ، نه تنها اين گونه سمپوزيومها و كنفرانسها بجايى نخواهد رسيد ، بلكه ممكن است بعضى از منفعت گرايان و لذت پرستان و خودمحوران را به فكر چاره جوئى در برابر نتايج مثبت سمپوزيوم و كنفرانسهايى از همين قبيل بيندازد ، كه اميدواريم چنين مباد .
7 - « ريشههاى مسئله
- منشاء وضع ناگوار كنونى ما اساسا پيشرفت برخى از زمينههاى علوم است كه عمدتا در شروع اين قرن بطور كامل رشد يافته بودند . اين پيشرفتها كه به شكل رياضى در نقشهء صنعتى قديمى جهان نشان داده شدهاند ، به انسان نيروى غلبه بر طبيعت را اعطاء كردند كه تا همين اواخر رفاه مادى روز افزون و ظاهرا بى پايانى را به بشر ارزانى مىداشت . انسان با سوء استفاده از اين نيرو خواست تا ارزشهايش را در جهت تحقق كامل امكانات مادى حاصل از پيشرفتهاى علمى به كار گيرد . متقابلا ارزشهاى مربوط به ابعاد انسانى كه اساس فرهنگهاى پيشين بودند سركوب شدند . « در جملات فوق مطالبى ديده مىشود كه بايد مورد بررسى قرار بگيرند . از آن جمله : الف - » منشاء وضع ناگوار كنونى ما اساسا پيشرفت برخى از زمينههاى علوم است » . به نظر مىرسد اسناد وضع ناگوار دوران ما مانند ناگواريها و بدبختىهاى دورانهاى گذشته به علم و معرفت كار صحيحى نيست ، زيرا همان گونه كه در جاى خود اثبات شده است علم روشنايى است و هرگز بشر از روشنايىها صدمه نمىبيند و دچار ناگواريها نمىشود . آنچه كه موجب ناگواريها و بدبختيها است تقصير نابخشودنى مقامات مديريت اجتماعى و تعليم و تربيت و كسانى است كه مديريت اخلاقى و روانى مردم را به عهده مىگيرند و كارى در اين باره انجام نمىدهند . و به عبارت ديگر آنچه باعث ناهنجاريهاى زندگى فردى و اجتماعى است علم نيست ، بلكه « من » هاى تربيت نيافته ايست كه چنان كه در بالا اشاره كرديم هيچ اصلى را جز « من هدف و ديگران وسيله » به رسميت نمىشناسد .
ب - انسان با سوء استفاده از اين نيرو خواست تا ارزشهايش را در جهت