باز چندان خطاى غير قابل جبران بوجود نمىآمد ، ولى اينان چنين نكردند بلكه ، عمدهء آن منابع و منافع و انرژيهاى بسيار با ارزش مغزى و روانى و تلاشهاى نوابغ را يا در ساختن و اكتشاف اسلحهء كشنده صرف و از بين بردند و يا در توليد وسائل لذائذ زودگذر و ضد حيات مستهلك ساختند . براى توضيح كامل در بارهء اين « قدرت نمايى در آدم كشى » رجوع بفرماييد به كتاب « انسان مسلح و انسان گرسنه » تأليف آقاى ويلى برانت . در آن كتاب شما با ارقام دقيق و آمار مستند به واقعيات در بارهء مسئله اى كه مطرح كردهايم روبرو خواهيد گشت . شما گمان نكنيد كه در آن هنگام كه قدرت پرستان مشغول مستهلك ساختن آن همه منافع و منابع روى زمين بودند ، از نظر روانى كمترين نگرانى در بارهء كارى كه مىكردند در درون خود احساس مىنمودند ، بلكه آنان با توجه به سخنانى كه گفتهاند و مىگويند ، و به كارهايى كه انجام داده و انجام مىدهند ، خود را پيشتاز تمدن و تكامل تلقى نموده و معتقدند كه بشريت را از مس بودن بسوى طلا گشتن در حركت آوردهاند اينان آن قدر از خود راضى و گوششان از فرياد « احسنت احسنت » هوى پرستان و خودخواهان و خودكامگان پر است كه فرياد انسانهايى را كه اطلاعى از تيره روزى و بدبختى مردم جوامع امروز و فردا داشتند نمىشنيدند كه مىگفتند :
از طلا گشتن پشيمان گشته ايم
مرحمت فرموده ما را مس كنيد
5 - نظامهاى سياسى و اقتصادى كه تنها به منافع كوتاه مدت مىانديشند و هزينهء واقعى توليد محصول را در نظر نمىگيرند
به خيال آنكه منابع سياره پايان ناپذير است به خود اجازه مىدهند اين چنين در طبيعت دخل و تصرف نمايند اين يك حقيقت است كه امروزه حتى از دهان كسانى مىشنويم كه خود كشورهاى آنان زمانى تحت عنوان « تلاش براى ترقى » همهء تصرفات را در همهء اشياء بدون قيد و شرط تجويز مىكردند . آرى ، خداوند چنين خواسته است كه حقيقت را از زبان كسانى بر عرصهء زندگى انسانها جارى كند كه خود آنان يا شخصيتها از جامعهء آنان زمانى بر خلاف همان حقيقت انديشيده و بر مبناى آن همهء كارهاى خويشتن را توجيه نمودهاند . آرى ، مردم قرن نوزدهم و نيمهء اول قرن بيستم كه روزى همهء كارهاى نوابغ و انديشمندان و اداره كنندگان سياستها و اقتصادهاى بشرى را به حساب تمدن و