تكامل مىآوردند و هر كس كه زبان به اعتراض باز كرده و مىگفت « آقايان ، بيدار باشيد امروز فردايى را هم در پى دارد » جز اين پاسخى نمىشنيدند كه : برو آقا دنبال كار خود ، و براى پيشرفت بشريت سدى ايجاد مكن « برو ، گذشت آن زمانى كه نادانى بر بشريت حكمفرما بود ، و امروزه جز با زبان علم نمىتوان سخنى گفت » در مقابل اينان ، آگاهان مىگفتند : شما را سوگند به وجدان انسانى ، و شما را سوگند به حقيقت علم جهت دار در مسير انسان سازى و ايجاد تمدن واقعى ، ما را با اين كلمات تو خالى فريب ندهيد ، زيرا ما از زمان بسيار قديم اين حقيقت را درك كردهايم :
راه هموار است و زيرش دامها
قحطى معنا ميان نامها
لفظها و نامها چون دامهاست
لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست
در جملات فوق يك مسئلهء با اهميت مورد توجه قرار گرفته است كه ما آن را بطور مختصر متذكر مىشويم : « نظامهاى سياسى و اقتصادى تنها به منافع كوتاه مدت مىانديشند . » جاى شگفتى آن نيست كه اداره كنندگان عملى سياستها و اقتصادها تنها به منافع كوتاه مدت مىانديشند ، جاى شگفتى آنجا است كه دانشگاهها و مراكز علمى همان انديشه را با صورت علمى به عنوان واقعيات تحويل مغزهاى ساده لوحان و دانش پژوهان دادهاند ، بطورى كه اگر در آن موقع يكى از آن ساده لوحان يا دانش پژوهان و يا يك صاحبنظرى آينده نگر چه از خود دانشگاهيان و چه خارج از محدودهء دانشگاهى اعتراض مىكرد كه : « اى اساتيد و دانشمندان ارجمند ، حواستان را جمع كنيد ، زيرا اين سياره از نظر منابع و منافع پاسخگوى خواستههاى بينهايت سودجويى و لذت پرستى شما نيست ، قطعى است كه آن انسان آگاه و آينده نگر را به جهل و نادانى متهم ساخته و مىگفتند : تو و امثال تو نادانتر از آن هستيد كه اين مطالب را بفهميد . برو »
گوش خر به فروش ديگر گوش خر
كاين مطالب را نيابد گوش خر
6 - « وضعيتى كه انسان درگير آنست از بين رفتن تعادل ميان نوع بشر و حيات ديگر موجودات زندهء ساكن كرهء زمين مىباشد .
به عكس ، درست در اين زمان كه ما در