تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
اعضاى پيكر بشرى از آن بهره مند گردند هم اكنون كه مشغول نوشتن اين دردها و درمانها هستم ، كاملا احساس مىكنم كه اكثريت كسانى كه به نوعى تخدير گرفتارند ، اين مطالب را بخوانند خواهند گفت اين نويسندهء بيچاره هم در عالم رؤيا زندگى مىكرده است كه اين مطالب او پيامى را بر روى صفحهء كاغذ آورده است . من پاسخى براى اين اشخاص ندارم ، زيرا تشكيل همين گونه سمپوزيومها كه با كمال وضوح اعلان نابودى بشرى را امضاء مىكنند زحمت پاسخ اين اتهام را از اين جانب و امثال اين جانب بر طرف مىسازند . ما بايد يقين بدانيم كه در برخوردارى از مزاياى زمين و مغزهاى بشرى و حتى از ديگر كرات فضايى [ با علم به اين كه همهء افراد بشر در برابر آنها از نوعى تساوى حقوقى و وحدت عالى انسانى برخوردارند ] ، محال است بعضى از افراد كلاه بر سر نداشته باشند و اين بىكلاه ماندن اثر شوم خود را در حيات آنان كه دو كلاه براى خود دست و پا كرده‌اند ، ايجاد نكند ، اگر چه با مست كننده ترين شراب خود را تخدير نمايند ، اگر ما بپذيريم
ده تن از تو زرد روى و بينوا خسبد همى تا به گلگون مىتو روى خويش را گلگون كنى
و هيچ كس هم نمىتواند ترديدى داشته باشد در اين كه همهء انسانها ماندن ابدى در « زردرويى » را در مقابل سرخ رويى ، خودكامگان تحمل نخواهند كرد . و اگر همچنين بى حسى و افسردگى براى بشريت پيش بيايد ، خود ناموس زير بنايى حيات نخواهد گذاشت . به قول ويلى برانت : محال است قدرتمندان بدون توجه به اين كه به ناتوانايان دنيا چه مىگذرد و چگونه شخصيت انسانى آنان متلاشى مىشود بتوانند به زندگى آرمانى خود موفق شوند .

3 - « نابودى سريع محيط طبيعى زيست كه در ضمن موجد بليهء عظيم و جبران ناپذير نابودى كامل كرهء مسكون - يعنى سيستم حياتى طبيعت خواهد شد . »

هيچ مىدانيد چه كسانى از اين اعلان مرگ انسانها متأثر مىگردند كسانى كه از نعمت عظماى حيات برخوردار بوده باشند نه كسانى كه مست شراب قدرتند و يا فقط به جهت نظم و زيبايى قانونگرايى در زندگى طبيعى زندگى مىكنند نه به انگيزگى