تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
سر داده نمىشود و از آنكه ناپديد گشته است جستجويى صورت نمىگيرد . من دنيا را بر رويش انداختم و حقيقت آن را شناختم و بر مبناى آنچه كه هست با آن ارتباط برقرار نمودم و با چشمى كه در آن بايد نگريست در او نظاره كردم . )

دلهايى خراب در شهرهايى آباد

قرنها است كه در روى زمين ساختمانها و كاخهاى مجلل و قصرهاى باشكوه با استحكام و زيباييهاى خيره كننده ، بعنوان مسكنهايى براى انسانها بوجود آمده است ، ساده لوحان فراوانى را هم به اشتباه انداخته و آنان را وادار كرده است كه گمان كنند استحكام و زيباييهاى آن كاخها و قصرها نشان دهندهء استحكام شخصيت و زيباييهاى اخلاق ساكنان آنها هم مىباشد اين ساده لوحان وقتى كه مىخواهند در بارهء تمدن و فرهنگ تصورى داشته باشند ، در ذهن آنان جز همين امور فريبنده و سنگهاى صيقلى و مجسمه هايى بىجان از كسانى كه روزى چند مشغول حق كشىها بوده و قهرمان ناميده شده‌اند آهن پاره هايى كه فقط با ابعاد مادى آدميان سر و كار دارد و پاركها و باغهاى زيبا و وسايل زندگى تجملى و غير ذلك چيزى نقش نمىبندد . جاى شگفتى است كه وقتى عده اى از تمدن شناسان و صاحبنظران فرهنگهاى باستانى دو عدد كاسهء سفالين يا سكه‌هاى رايج دوران باستان و يا يك وسيلهء آدم كشى را از زير زمينها درمىآورند ، آن قدر خوشحال و به هيجان مىافتند كه گويى جهان هستى در اختيار آنان قرار گرفته و براى بشريت چنان گام بزرگى برداشته‌اند كه ديگر در روى زمين ظلمى بوقوع نخواهد پيوست و كسى حق كسى را ضايع نخواهد كرد . در صورتى كه يقينى است كه اگر يك انسان صاحبنظر پس از كوشش و تلاش فراوان به حل يك مسئله حقوقى و يا اخلاقى و يا سياسى سازنده برآيد كه به سود بشر باشد و دردى از دردهاى او را دوا كند ، كمترين توجه جامعه را به خود جلب نمىكند بهر حال از بركت تمدن و تكامل هنوز بشر در قربانگاه هواهاى خود سرگرم قربانى كردن عاليترين ارزشها بعنوان وسيله در راه بدست آوردن بىارزشترين خواسته‌هاى خود بعنوان ترقى مىباشد ، زيرا متأسفانه از ديدگاه عدهء فراوانى از تمدن شناسان و صاحبنظران فرهنگها ، صرف انرژيهاى مغزى و صرف اوقات گرانبهاى نوابغ در راه