ناآگاهى و ناتوانى ارادهء مردم آرمان بسيار بزرگى است كه با تسليم نمودن آنان و سلب اراده از شخصيت ناتوانشان مىتوانند آنانرا به صورت وسيله در آورده و خواستههاى خود را انجام بدهند . يك شاعر زبر دست چنين مىگويد :
از مردم افتاده مددجوى كه اين قوم
با بى پر و بالى پر و بال دگرانند
بعضى از صاحبنظران در تفسير اين بيت گفتهاند : مقصود شاعر اينست كه از مردم متواضع و صالح كه حالت افتادگى دارند بايد استمداد كرد ، زيرا اين مردم با اين كه در ظاهر پر و بالى ندارند ، ولى مىتوانند با پر و بال معنويتى كه دارند ديگران را به پرواز در آورند .
حال خواه مقصود از بيت فوق همين معنى باشد و خواه آنچه كه ما گفتيم ، همهء صحنههاى گوناگون تاريخ نشان داده است كه تراكم صفهاى مقاومت و كارزار و اكثريت را ، انسانهاى ضعيف و بينوا تشكيل دادهاند . و اين يك قاعدهء عمومى بوده است كه در تحولات تاريخى و حركتهاى دسته جمعى و دگرگونىهاى جوامع چنان بوده است كه جز عده اى انگشت شمار از آن مردم كه توانسته بودند اطمينان مردم را به خود جلب كرده و آنانرا به راه بيندازند ، اكثر قريب به اتفاق مردمى كه آن تحولات و حركات و دگرگونىها را به جريان انداخته بودند ، نه معناى آنها را مىفهميدند و نه نتايج و انگيزهها و منافع و مضار آنها را . يك شاعر عربى مىگويد :
و من يحلم و ليس له سفيه
يلاقى المعضلات من الرّجال
( و هر كس رؤيائى در سر داشته باشد و بخواهد سلطه و قدرتى بدست بياورد و احمقى براى تقويت و اجراى خواستههاى خود نداشته باشد ، از مردانى كه روياروى او خواهند ايستاد ، به مشكلاتى دچار خواهد گشت )
7 ، 13 ثم قال ويل لسككم العامرة ، و الدور المزخرفة التي لها اجنحة كاجنحة النسور و خراطيم كخراطيم الفيلة من اولئك الذين لا ينتدب قتيلهم و لا يفتقد غائبهم . انا كاب الدنيا لوجهها و قادرها بقدرها ، و ناظرها بعينها ( سپس فرمود : واى بر كوچههاى آبادتان . و خانههاى نگارينتان كه بالهايى مانند بالهاى كركسان و ناودانهايى مانند خرطومهاى فيل دارند . از آن لشكريان كسانى هستند كه به كشته شدگان آنان ناله اى