تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦

انسان در هر دو قلمرو « آن چنان كه هست » و « انسان آن چنان كه بايد و شايد » مىگردد . آنچه كه جاى بسى تأسف است ، اينست كه مراكز تعليم و تربيتها و جايگاههاى تحصيل علوم انسانى غالبا در ارائهء سرگذشت تاريخى بشر وقايعى را طرح مىكنند كه تواريخ بشرى مبناى كار خود قرار مىدهند كه غالبا وقايع تعجب آور را متذكر مىشوند و يا بر آنها تكيه مىكنند ، و كارى با بيان وقايعى ندارند كه كشف از نيروى انسانها براى پذيرش خير و كمال و منصرف ساختن آنان از پليدىها و زشتىها مىنمايند و نمىدانند يا نمىخواهند ابراز كنند كه براى آموزش بدىها و خوبىها و اصول انسانى و قوانين زندگى فردى و اجتماعى مطالعات و آموزشهاى تاريخى درجهء اول از اهميت را دارا مىباشد . در قرآن مجيد آيات فراوانى دستور به اين آموزشها و بهره برداريها از وقايع تاريخ را در هر دو قلمرو خير و شر مىدهد . حتى در يكى از آيات تصريح مىفرمايد به اين كه مطالعه و بررسى و استنباط صحيح از سرگذشت انسانها موجب به فعليت رسيدن تعقل و يا افزايش آن مىباشد . اين آيه چنين است : * ( أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها ) * ( 1 ) آيا در روى زمين به سير و بررسى نپرداخته‌اند تا در نتيجه دلهايى داشته باشند كه بوسيلهء آنها تعقل نمايند ) اين دستور كه انسان بايد در زمين و در آنچه كه بر انسانها در روى آن گذشته و در درسهايى آموختنى كه از خود بيادگار گذاشته‌اند ، بينديشند ، در موارد زير از قرآن مجيد نيز آمده است سورهء يوسف آيهء 109 و الروم آيهء 9 و 20 و فاطر آيهء 44 و غافر آيهء 21 و 82 و محمد ( ص ) آيهء 10 و آل عمران آيهء 137 و الأنعام آيهء 11 و النحل آيهء 36 و النمل آيهء 69 و العنكبوت آيهء 20 . يك نكتهء بسيار مهم در داستان صاحب زنج اينست كه اشخاصى مانند اين مرد كه هواى بدست آوردن سلطه و قدرت و خودكامگى در مغز مىپرورانند ، از مهارت خاصى در گرفتن نيروى انديشه و تعقل از مردم بينوا و ناآگاه برخوردارند . و براى آنان

هامش
( 1 ) الحج آيه 46