تفسير عمومى خطبهء صد و بيست و هشتم
2 ، 5 - يا أحنف ، كأنّى به و قد سار بالجيش الَّذى لا يكون له غبار و لا لجب و لا قعقعة لجم و لا حمحمة خيل يثيرون الأرض بأقدامهم كأنّها أقدام النّعام ( اى احنف ، گوئى آن مرد را مىبينم با لشكرى در حركت است كه براى آن نه غباريست و نه بانگى ، نه آوازى از جويدن لگامهاى اسبانش برمىآيد و نه صدائى از هيجان آنها . زمينها را با قدمهاى خود زير و رو ميكنند كه گويى قدمهاى شترمرغانست .
أمير المؤمنين عليه السلام در اين خطبه پيشگويى فرموده و وقايع صاحب زنج و ويرانگرىهاى او را به جهت جنگ و كشتار به ياد مىآورد و توصيفاتى در بارهء اتراك كه همهء آنها بعدا اتفاق افتاد بيان مىفرمايد . تذكر به اين مسئله لازم است كه أمير المؤمنين عليه السلام در سخنانشان چه در نهج البلاغه و چه در جاهاى ديگر پيشگوييهاى فراوانى را فرمودهاند كه همهء آنها بشهادت تاريخ بوقوع پيوسته است .
ما اين پيشگوييها را در مباحث ذيل بيان نمودهايم : مجلد دهم از همين دورهء ترجمه و تفسير ص 33 و 34 و از ص 242 تا ص 261 و مجلد شانزدهم از ص 294 تا ص 301 .