آن مختصات و الا پى ببرند گمراه مىشدند ، در حق آنان مىخواستند به آن مختصات و الا پى ببرند گمراه مىشدند ، در حق آنان قوى است ، زيرا بديهى است كه آن عظمتى كه سلمان فارسى و ابو ذر غفارى و مالك اشتر و عمار بن ياسر و اويس قرنى از آن بزرگوار دريافته بودند ، مردم معمولى كه متأسفانه اكثريت را تشكيل مىدهند ، درك نكرده بودند ، و الَّا هرگز پيرامون غير از او را نمىگرفتند . داستانى از خليل بن احمد اديب و حكيم بزرگ نقل شده است كه مىگويند : روزى يكى از فضلاء كه در حوزه درس او حاضر مىشد ، از وى پرسيد : اى استاد عزيز ، چه علت دارد كه اكثريت مردم گرايش به بعضى از زمامداران داشتند ، به دور على بن ابي طالب عليه السلام جمع نشدند خليل پاسخ مىدهد كه اكثريت مردم با على ابي طالب عليه السلام سنخيت نداشتند . و وضع روحى او خيلى بالاتر از عقول و تفكرات اكثريت مردم دورانش بود .
لذا او را درك نمىكردند .
سپس مىفرمايد :
همواره با متن انبوه مردم باشيد كه جمعيت اصلى جامعه را تشكيل مىدهند
ممكن است اين سؤال پيش بيايد كه أمير المؤمنين چگونه مردم را به پيروى از جمعيت تشكيل دهندهء جامعه دستور مىدهند ، در صورتى كه همين جمعيتها بودهاند كه با تحريكات اشخاص حيله گر و خونخوار از جادهء حق و حقيقت منحرف مىگشتند و انسانهاى شايسته را مورد اعتناء قرار نمىدادند و موجب كنار گذاشته شدن آن انسانهاى بزرگ مىگشتند پاسخ اين سؤال اينست كه مقصود حضرت از سواد اعظم و جماعت ، آن متن و جمعيت اصلى جامعه هستند كه در مسير حق حركت مىكنند ، اگر چه حركت آنان كاملا از روى آگاهى نبوده باشد . يعنى مقصود حضرت آن سواد اعظم و جماعت است كه دست خدا با آن است و بديهى است كه چنين جماعتى حتما به جهت تعليم و تربيتهاى سازنده ، در مسير خير و كمال قرار گرفته باشد ، چنان نيروى الهى در آن دميده مىشود كه هر يك از افراد آن احساس مىكند كه واقعا يك جزء حقيقى از آن جماعت است و افراد آن جماعت اعضاى واقعى پيكر او مىباشند .
27 - ألا من دعا إلى هذا الشّعار فاقتلوه ، و لو كان تحت عمامتى هذه ( آگاه باشيد ، هر كس كه مردم را به شعار خوارج دعوت كند او را بكشيد ، اگر چه زير اين عمامهء من باشد . )