سخن گفتن در بارهء على بن ابي طالب عليه السلام كارى است بسيار مشكل ، زيرا اگر كسى بخواهد بطور معمولى در بارهء او سخن بگويد ، به او ظلم كرده است ، و اگر بخواهد حقيقت امر را بيان نمايد ، خواهند گفت : غلو و افراط مىكند . اين گونه مضامين در بارهء اين شخصيت بى نظير بعد از پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از صاحبنظران شيعه و سنى فراوان گفته شده است : فواد كرمانى مىگويد :
چو عقول و افئده را نشد ملكوت سرّ تو منكشف
ز بيان فضل تو هر كسى رقم گمان زده مختلف
همه گفتهاند و نگفته شد ز كتاب فضل تو يك الف
فصحاى عصر به وصف خود ز اداى فضل تو معترف
بلغاى دهر ز عجز خود شدهاند لال تو يا على
آرى ، بسيار حيرت آور است : اجتماع عدل محض با قدرت فوق العاده عواطف انسانى در عاليترين حدّ و تعقل و تفكر در بالاترين درجهء آنها عواطف و احساسات در بالاترين درجهء ممكن ، شجاعت و سلحشورى و دلاورى بى نظير جان شناس و دريافت كنندهء عظمت و ارزش حيات ، در نابود ساختن انسانهاى ضد بشر اگر چه داراى ميليونها جان باشند ، بسيار جدى با هويت شخصيتى مشرف به عالم هستى و همهء انسانها و تاريخ بشرى ، دمسازى با گمنامترين اشخاص و طواف دور خانههاى بيوه زنان و يتيمان صبور و شكيبا و داراى تحمّل بيمانند ، جسور و اقدام كننده و بر پا كنندهء طوفانهاى سهمگين در راه حق اين مضمون را كه اضداد متقابل در شخصيت أمير المؤمنين عليه السلام جمع شده بود ، در آثار ادبى و حكمى فراوان مىبينيم . از آن جمله :
جمعت فى صفاتك الأضداد
و لهذا عزّت لك الأنداد
( در صفات تو يا على ، اضداد با همديگر جمع شدهاند و به همين جهت است كه