تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

اگر من هم كه پيشواى شما هستم ادّعاى خوارج را به راه بيندازم ، مرا بكشيد .

با نظر به مجموع گفتارها و كردارها و مخصوصا ادّعاى كفرآميز خوارج در بارهء أمير المؤمنين عليه السلام ، مىتوان گفت : سخنان أمير المؤمنين عليه السلام در بارهء خوارج و حكمى كه در بارهء آنان در جملات مورد تفسير فرمودند و سپس اقدامى كه براى نابود كردن آنان در نهروان فرمودند ، همهء اين امور دلالت صريح بر ضلالت قطعى اين گروه دارد كه دورى آنان را از حق و حقيقت اثبات مىكند ، اين داستان شرم آور خوارج هر چه بود در بيراهه اى از زمان واقع شد و گذشت ، و پليدى و خصومت آنان با حق و حقيقت در صفحه اى از نمايشگاه تاريخ ، و طهارت و عظمت مجسمهء حق و حقيقت على بن ابي طالب عليه السلام در صفحهء مقابل اين نمايشگاه ، ثبت شد و مانند كتابى با خطى كاملا خوانا در برابر ديدگان بينايان بنى نوع بشر همچنان گشاده ماند ، تا چه كسانى از اين دو كتاب بسيار آموزنده ، با حق محض و باطل محض آشنايى پيدا كند و در جادهء حيات معقول حركت كند . اگر بگويند بياييد در اين موضوع مهم بينديشيم كه علت اصلى بروز اين گونه مردم رذل در تاريخ چيست يعنى چگونه مىشود كه عدّه اى از مردم با داشتن عقل و وجدان و ديگر وسائل درك و دريافت ، اين گونه دور از حق و حقيقت باشند پاسخ بدهيد : بياييد در اين موضوع مهم بينديشيم كه علت اصلى بروز جاندارانى در روى زمين كه خفاش ناميده مىشوند ، چيست كه مىگويد : همهء موجودات منظومه شمسى مخصوصا جانداران كرهء زمين ، و مخصوصا در حدود شش ميليارد انسان دروغ مىگويند كه : آفتابى چنين و چنان وجود دارد و همه جا را روشن مىكند ، فضا ، معادن ، گياهان و جانوران همه و همه استفاده حياتى از آن مىبرند پس از آن ، در باره اهانتى كه به خفاش بيگناه روا داشته‌ايد ، خوب بينديشيد كه آيا اين يك خيانت نيست كه نسبت نابينايى و تضاد با خورشيد را بجا ندارى بينوايى مىدهيد كه به هيچ وجه استعداد و اختيارى براى بينايى و برخوردارى از خورشيد را ندارد در صورتى كه اين موجود انسان نما با دست پليدش چشمان خود را در مىآورد و نمىگويد : من خود را كور ساختم ، بلكه مىگويد : از همين حالا ، من بيناترين موجودم حتى از فرشتگان الهى نيز بهتر مىبينم همانطور كه در گذشته اشاره كرديم ، اين گونه مردم كه مبتلا : به دو نوع بيمارى پارانوئيد ، ( بد بينى به همهء
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 135 | محمد تقي جعفري