تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
امثال براى تو وجود ندارد . ) بدانجهت كه تعليم و تربيت جوامع انسانى به حدى نرسيده است كه سطوح و ابعاد و استعداد عالى انسانى را به مردم قابل درك و فهم بسازد . لذا طبيعى است كه اكثريت مردم در شناخت شخصيتها دچار اشتباه و خطا شوند . و بديهى است كه اين اشتباه و خطا براى فرهنگ بشرى چقدر گران تمام مىشود و باعث تلفات چه ارزشهاى و الا مىباشد اسفا ، كه كوتاهى تعليم و تربيتها باعث مىشود كه داورى در شخصيت أمير المؤمنين عليه السلام از يك طرف تا حدّ خدايى دچار افراط كفرآميز مىگردد ، و از طرف ديگر دچار تفريطگرى مىشود و او را تا درجه مقايسه با خالد بن وليدها و معاويه‌ها و عمرو بن عاصها پايين مىآورد ، بلكه بيمارانى پيدا مىشوند كه چنان حكم ظالمانه و كفرآميز را در بارهء على عليه السلام صادر مىكنند كه « على با قبول حكميت . . . شده است » بگذريم ، و شرح اين هجران و اين خون جگر را به وقت ديگر موكول كنيم سپس أمير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد : « و بهترين مردم از نظر تشخيص و وضع روحى در بارهء من ، صنف متوسط و معتدل است كه افراط و تفريط نمىكنند . » مسلم است كه منظور أمير المؤمنين عليه السلام ابطال افراط و تفريط در بارهء شخصيت آن بزرگوار است . حال بايد ديد داورى حد معتدل در بارهء آن حضرت چيست و آيا مردم متوسط از عهدهء آن بر مىآيند يا نه آنچه را كه مىتوان بعنوان حدّ معتدل در بارهء آن حضرت گفت : اينست : « آن بزرگوار يك شخصيت الهى بود كه نزديكترين ارتباط ممكن را با خداى خود داشته و جان مباركش در برخوردارى از فروغ ربانى تا حدّ آهن تفتيده پيش رفته بود ، او خدايى را كه شهود كرده بود مىپرستيد نه يك خداى مفهومى را ، او كسى بود كه آن همه سخنان پر فروغ الهى كه همهء عقول و دلهاى پاكان اولاد آدم را به هيجان در آورده است امواجى ناچيز از آنچه در درون مباركش بوده است ، مىباشد . اكنون ، اين مسئله مطرح مىشود كه آيا مردم معمولى ، ( سواد اعظم ) كه داراى درك و دريافتهاى متوسط هستند ، مىتوانند شخصيت أمير المؤمنين عليه السلام را با آن مختصاتى كه بيان شد بفهمند در پاسخ اين مسئله ، مىتوان گفت : أمير المؤمنين عليه السلام كسانى را دستور به پيروى از مردم متوسطى كه سواد اعظم را تشكيل دادند ، مىفرمود كه مختصات والاى شخصيتى آن حضرت را نمىتوانستند درك كنند و احتمال اين كه اگر آنان مىخواستند به
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 133 | محمد تقي جعفري