تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
بسيار با اهميت از فقه اسلامى به آن مبتلايان به جهل مركب و تعصب وقيح اثبات مىكند كه پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله كسانى را كه مرتكب گناهان كبيره شدند ، از احكام اسلام خارج ندانست و اين خوارج كه خود را پيامبرتر از پيامبر تلقى كرده بودند مرتكب گناه كبيره را آن هم در مغز بيمار خود ، تكفير نمودند 19 ، 26 - ثمّ أنتم شرار النّاس ، و من رمى به الشّيطان مراميه ، و ضرب به تيهه . و سيهلك فىّ صنفان : محبّ مفرط يذهب به الحبّ إلى غير الحقّ ، و مبغض مفرّط يذهب به البغض إلى غير الحقّ ، و خير النّاس فىّ حالا المّنط الاوسط فألزموه ، و ألزموا السّواد الأعظم ، فإنّ يد اللَّه مع الجماعة ، و إيّاكم و الفرقة ، فإنّ الشّاذّ من النّاس للشّيطان ، كما أنّ الشّاذّ من الغنم للذّئب ( سپس ، شما بدترين مردميد ، و شما كسانى هستيد كه شيطان بوسيلهء شما به هدفهايش مىزند و فريب خوردگان را به وادى گمراهى مىكشاند . و در بارهء من دو گروه به هلاكت مىافتند : دوست افراطگر كه محبت او را بسوى غير حق ( باطل ) مىكشاند و دشمن افراطگر كه عداوت او را ( هم ) بسوى غير حق مىكشاند و بهترين مردم از نظر تشخيص حقيقت و وضع روحى در بارهء من ، صنف متوسط و معتدل است كه افراط و تفريط نمىكند . شما طرف اين گونه مردم را بگيريد ، و همواره با سواد اعظم ( متن جمعيت ) باشيد ، زيرا دست خدا با جمعيت است . و از جدايى و پراكندگى بپرهيزيد ، زيرا كسى كه از مردم كنار گرفت و تنها گشت ، او از آن شيطان خواهد بود ، چنان كه گوسفندى كه از گله كنار گرفت و تنها شد ، نصيب گرگ مىگردد . )

در بارهء ارزشيابى من نه افراط كنيد و نه تفريط

اين يك جريان طبيعى است كه شخصيتهايى كه بالاتر از حدّ معمولى باشند ، مردم معمولى كه اطلاعى از انسان شناسى ندارند ، نظريات بسيار گوناگون در بارهء آنان ابراز مىدارند . اين كه شخصيت امير المؤمنين خيلى بالاتر از حدود انسانهاى معمولى بود ، جاى هيچ گونه ترديد نيست . به همين جهت بوده است كه بعضى از صاحبنظران گفته‌اند : شخصيت والاى أمير المؤمنين عليه السلام براى ابد ، بعنوان يك موضوع شعرى پايدار خواهد ماند . عبارت نظام سيار هرگز فراموش نخواهد شد كه مىگفت :