نابينايى و تعصب و لجاجت ناشى از بدبينى و خودمدارى نه حدّى مىشناسد و نه مرزى . با تصور آن مسائل و اصولى كه ما در بارهء عظمتهاى انسانى سراغ داريم ، حقيقتا از تصور اين گونه پستىها و رذالتها ناتوانيم كه مردمى به ظاهر انسان كه مىگويند : ما درك داريم و فهم داريم و مىانديشيم و تعقل مىكنيم و از وجدان برخورداريم با همهء اينها خطائى را كه خودشان مرتكب آن شدهاند و ضلالتى كه آنانرا در خود فرو برده است ، به مردى نسبت مىدهند كه بنى نوع انسانى شخصيتى را بعد از پيامبر عظيم الشأن به عظمت او نديدهاند . حال ، شما بياييد و اخلاق بسيار والاى آن اميد انسان و انسانيت را مورد توجه قرار بدهيد مىفرمايد : - خوب به نظر شما من گنهكارم من گمراه شدهام ( 1 ) آيا همهء امت پيامبر با آن همه مهاجرين و انصار و با آن همه مردم رشد يافته هم گنهكار و گمراه شدهاند بياييد امت پيامبر را تكفير نكنيد و با آنها به بحث و گفتگو و كشف حقيقت امر بنشينيد . با اين خودمدارى و بدبينى بيمار گونه ، شمشيرها آويخته به گردن بهر مورد كه مىرسيد خواه بجا و خواه نابجا مىبريد و مىدريد و مىكشيد و سپس مىنشينيد مشغول ذكر و تسبيح هم مىشويد محقق مرحوم هاشمى خويى نقل مىكند : « وقتى كه خوارج امير المؤمنين عليه السلام را تكفير كردند ، كسانى را كه در جامعهء اسلامى بودند نيز تكفير نموده ، مىگفتند : اين جامعهء كفر است و نبايد هيچ كس از مردم آن را رها كرد و هر كس را كه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢٨
هامش
( 1 ) آيا امير المؤمنين عليه السلام گناه مرتكب شده است او كه معصوم بود ، او كه ديو نفس را كشته و دنيا را زير پا گذاشته بود ، او كه زمامدارى همهء دنيا را مساوى يك كفش وصله خورده هم نمىدانست مگر اين كه حقى را اجرا و باطلى را محو و نابود بسازد . او كه شجاعترين و سلحشورترين مرد تاريخ با بر حق ديدن خود ، پس از پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله بود ، امكان نداشت كه براى ترس و زبونى دست از جنگ بردارد آيا براى چنين شخصيتى ، انگيزه اى براى گناه مىماند هم او گفته است كه : اگر همه دنيا را در مقابل يك معصيت ناچيز كه عبارتست از گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى ، به من بدهند ، من آن معصيت را مرتكب نمىشوم . با نظر به اين گونه وضع روانى است كه انسان مىتواند ، ضرورت ايجاد نوعى روانشناسى را بپذيرد كه توضيح و تفسير معقول در بارهء اين نوع وقاحت ( متهم ساختن على عليه السلام به ارتكاب گناه ) را داشته باشد كه : -چشم باز و گوش باز و اين عما
حيرتم از چشم بندى خدا