تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
و حركت همهء بشريّت را آفريده است تا در استخدام من باشند و همهء امتيازات را بعنوان منافع من در اختيار من قرار بدهند با اين كه نتائج عبارتهاى بىصلاح را در خود و ديگران مىبينند ، و با اين كه عواقب تلاشهاى بيهوده ( تجارتهاى بىسود ) را مشاهده مىنمايند و با اين كه صدمات خفتن با چشمان باز و خود را بيدار نشان دادن را ديده‌اند و با اين كه ضرر خود فريبى حضور جسمانى و غياب روحى و باز بودن چشم نابينا و باز بودن گوش ناشنوا و لقلقهء زبان گنگ را مىبينند ، باز وضع بشر همانست كه بود 38 ، 48 - راية ضلال قد قامت على قطبها ، و تفرّقت بشعبها ، تكيلكم بصاعها ، و تخبطكم بباعها ، قائدها خارج من الملَّة قائم على الضّلَّة ، فلا يبقى يومئذ منكم إلَّا ثفالة كثفالة القدر ، أو نفاضة كنفاضة العكم ، تعرككم عرك الأديم و تدوسكم دوس الحصيد ، و تستخلص المؤمن من بينكم استخلاص الطَّير الحبّة البطينة من بين هزيل الحبّ ( اين فتنه كه شما در آن قرار داريد ، پرچم گمراهى است كه بر قطب خود ايستاده ، و دسته‌ها و گروههاى آن در جوامع پراكنده است . اين پرچم [ فتنه ] شما را با پيمانهء خود تدريجا خواهد گرفت و شما را با دستش خواهد زد . رهبر پيشرو اين پرچم از ملَّت اسلام خارج و مصرّ بر گمراهى است . و در چنان روزى ( استحكام فتنه و پراكنده شدن دسته‌ها و گروههايش در جوامع ) از شما نخواهد ماند مگر ته مانده اى مانند ته ماندهء ديك و بقيّهء ناچيزى در ظرف بار كه بيرون ريختنى است . آن فتنه شما را سخت مىمالد مانند پوست دبّاغى و آرد مىكند . مانند غلَّات درو شده ، و انسان مؤمن را از ميان شما بر مىگزيند مانند برگزيدن مرغ دانهء درشت را از ميان دانه‌هاى ريز . جملات فوق بنا به گفتهء مرحوم هاشمى خوئى از جملات گذشته منقطع است .