تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
در صورتى كه سرتاسر هستى با جدّىترين وضع مشغول كار خويش است . پس جدّى بودن سرتاسر هستى يكى از علامات قيامت است كه اگر روزى براى محاسبهء اين جريان شگفت انگيز و پر معنى وجود نداشته باشد ، هيچ علَّت منطقى براى آن ديده نمىشود . 2 - احساس شريف تكليف و انجام آن بدون معامله با جلب سود و دفع زيان اين احساس شريف كه شدّت آن با افزايش رشد و كمال انسانى رابطهء مستقيم دارد هيچگونه پاداش مادّى و اعتبارى مانند مقام و شهرت و محبوبيّت نمىخواهد ، بلكه ناشى از يك عامل بسيار با عظمت درونى است كه حكمت و هدف وظيفه و تكليف در اين دنيا را فوق مادّه و مادّيّات ميداند و اگر روز قيامتى وجود نداشته باشد كه نتيجهء اين احساس بسيار شريف و انجام تكليف مستند به آن را تحقّق ببخشد ، پوچترين و فريبنده - ترين و مضرّترين احساس و عمل ، همين احساس و عمل است كه همهء پاكان آدميان آنها را شريفترين و با عظمتترين پديدهء انسانى مىدانند ، زيرا اين اشخاص دست از منافع و لذائذ متنوّع خود برميدارند و گاهى هم دست از جان مىشويند و دليل خود را احساس و عمل مزبور مىدانند كه بر فرض نبودن قيامت خيالى بيش نخواهد بود . 3 - يكى ديگر از علائم ضرورى بودن قيامت ، ظلم و جورها است كه بعضى انسانها در بارهء ديگران مىنمايند . گاهى اين ظلم و بيدادگرىها بحدّى شدّت پيدا ميكنند و به حدى تلخ و ناگوارند كه با كلمات هيچ يك از لغات بشرى كه تاكنون وضع نموده و آنها را استعمال مىكند ، قابل توصيف نمىباشند . بر روى اين كرهء خاكى ميليونها مادران بىگناه را پستان بريده يا قطعه قطعه كرده‌اند در حالى كه كودك يا كودكان آنان ، آن منظرهء جان خراش را ميديداند بدنهاى ميليونها پدران بيگناه را كه همسران و كودكان آنان چشم براهشان بوده‌اند تكَّه تكَّه كرده و آنها را غذاى لاشخوران بيابانها نموده‌اند و مىتوان گفت : بشمارهء افراد انسانها كه قدم به اين كرهء خاكى نهاده‌اند حقّ و بلكه حقوقى ضايع شده است . آيا اصيلترين درك و دريافت آدمى نمىگويد كه اين جنايتكاران و اين تبهكاران و جانوران حقّ كش ، روزى بايد به سزاى اعمالشان برسند اگر شخصى از اين درك و دريافت اصيل بىبهره باشد [ يعنى خود را از چنين دريافت و دركى محروم نمايد ] بديهى است كه با چنين شخصى براى گفتن هيچ سخنى