تاختن مىآورند و بكدامين مقصد از صراط مستقيم اسلام منحرف مىشويد براى هر مدّتى كتابيست ، و براى هر غيابى برگشتى . )
آيا فكر كردهايد كه اين عقائد و رفتارها شما را بكجا مىبرند اصلا مىفهميد كه در تاريكىها گم شده و دروغها شما را فريفته است
كلمهء مذهب داراى معانى مختلفى است كه مىتوان گفت : جامع كلَّى همهء آنها ، حركت بسوى مقصد بعنوان آرمان است . امير المؤمنين عليه السّلام با استفهام توبيخى از آن مردم سؤال مىكند كه بگوييد ببينم اين حركتهاى مغزى و روانى بعنوان رفتار ايده آل ، شما را بكجا مىكشانند . امروز طورى فكر مىكنيد ، فردا طورى ديگر مىانديشيد -
سعيكم شتّى تناقض اندريد
روز مىدوزيد و شب بر مىدريد
امروز به چيزى اعتقاد مىورزيد ، فردا خلاف آن را مىپذيريد آيا واقعا براى اين تلوّن و مخلوق السّاعة بودن خود دليلى داريد آيا واقعا آن روشها و هدف گيرىها و نظريّات متحوّل شما را قانع مىسازد به من بگوييد : ببينم شما چند شخصيّت داريد ، چند نوع تعقّل داريد ، واقعا داراى فطرتها و عقول و شخصيّتهاى متناقض هستيد قاعدهء ثابت عقل اينست كه آدمى يك هدف اعلا براى زندگى خود تعيين نمايد و آن گاه همهء حركات مغزى و روانى و عضلانى خود را با انتخاب هدفهاى نسبى كه گاهى بعنوان وسيله منظور ميشوند ، به آن هدف توجيه نمايد . كسى كه از اين قاعدهء ثابت عقلانى تخلَّف كند ، قطعى است كه توانائى تفسير و توجيه حيات خود را ندارد .
و كسى كه توانائى توجيه زندگى خود را ندارد چنان كه همهء مردم دنيا را با چشم وسيله مىنگرد ، خود او هم نا آگاهانه وسيلهء ناآگاه غرائز درونى و نيروهاى برونى خواهد بود . پراكندگى در هدفگيرى در زندگى نتيجهء ناتوانى از تفسير و توجيه زندگى است كه يكى از مختصّات اساسى آن گم شدن و دست و پا زدن در تاريكىها است و فريب خوردن از دروغها . اين جريان را با اين تربيت هم مىتوان گفت : كه فريب دروغها را خوردن ، در تاريكىها دست و پا زدن نتائج قطعى ناتوانى از تفسير و توجيه