تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
وجود ندارد ، زيرا كسى كه خود را به زور به انكار قانون عمل و عكس العمل ( كنش و واكنش ) ملزم ساخته است با اين كه در همهء سطوح زندگى خود مىبيند ، عمدا مىخواهد نبيند و نشنود و نينديشد - آه -
چندين چراغ دارد و بيراهه مىرود بگذار تا بميرد و بيند سزاى خويش

4 - چنان كه بارها متذكَّر شده‌ايم يا نبايد براى تفكَّر و احساس عميق شكوه و ملكوت هستى [ به جهت كورك در آوردن پشت گردن ] سر به بالا بلند كرده و آن را مورد نظاره و تفكَّر قرار داد و يا حتمى است كه بايد اين زمزمهء اصيل را خواند كه * ( رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا ) * ( 1 ) ( اى پروردگارا ، هستى [ به اين عظمت و شكوه ] را بيهوده نيافريده اى . ) اين عبارت بليك را كه بازگو كنندهء نداى فطرت همهء انسانهاى بزرگ و آگاه است ، بخاطر بسپاريد : « براى اين كه دنيا را در يك ذرّهء شن و بهشت را در يك گل وحشى ببينى بينهايت را در كف دستت نگه دار و ابديّت را در يك ساعت » با اين توضيح كه اگر كسى با عقل سليم و احساس برين در يك گل وحشى بنگرد ، با ورود به درون و احساس اين كه زيبائى آن گل وحشى بازگو كننده و نمايشگر زيبائى مطلقى است كه در آن درون شهود مىكند ، در حقيقت بهشت را مىبيند ، چنان كه اگر يك ذرّه شن را با ديدهء پيوستگى جزء به كلّ نظاره كند همهء دنيا را ديده است . با اين دريافت و احساس و الا است كه در همين دقائق و ساعات ، ابديّت را مىتوان مشاهده كرد چنان كه از مشاهدهء جريان سطحى از يك چشمه سار ، منبع بيكران آن را مىتوان درك كرد . 29 ، 37 - ما لى أراكم أشباحا بلا أرواح ، و أرواحا بلا أشباح ، و نسّاكا بلا صلاح ، و تجّارا بلا أرباح ، و أيقاظا نوّما ، و شهودا غيّبا ، و ناظرة عمياء و سامعة صمّاء ،

هامش
( 1 ) آل عمران آيهء 191 .