تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩

براى عموم انسانها است ، زيرا اين جمله مىگويد : هيچ كس نمىتواند با استناد به جهل از جادّهء حقّ منحرف شود ، خواه اشخاصى باشند كه با آگاهى و معرفت به حقّ گام در جادّه آن گذاشته و سپس منحرف شده‌اند ، يا كسانى باشند كه اصلا توجّهى نداشته‌اند به اين كه بايد در جادّهء حقّ حركت كرد ، زيرا چنان كه اشاره كرديم وضوح حقّ و ضرورت التزام به آن ، بقدرى شديد است كه تكيه به جهل مطلق در بارهء آن ، قابل شنيدن نيست ، لذا حكماء گفته‌اند : با فرض اعتدال مغزى و روانى حقّ از باطل [ اگر چه در موارد محدود ] تفكيك مىشود و هر يك از جادّهء حقّ و باطل خود را بنمايش مىگذارد . بتوضيح اين كه يك مغز و روان معتدل بمجرّد تماس با موجودات عالم هستى و با اوّلين ارتباط با موجوديّت جسمانى و روانى خود ، با نظم و قانون مواجه مىگردد . درك نظم و قانون مواجه مىگردد . درك نظم و قانون به تنهايى كافى است كه آدمى را از پوچى و پوچ گرايى بر كنار كند . معناى بر كنارى از پوچى و پوچ گرايى مستند به تصديق معنىدار بودن انسان در جهانى معنىدار است . اين تصديق مبناى اساسى و انگيزهء قاطع زندگى با حكمت وجود است كه عبارتست از * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * ( 1 ) ( ما از آن خدائيم و ما بسوى او بر مىگرديم . ) در جملهء بعدى آشكار بودن علامت روز قيامت براى انسانهاى داراى فراست و كياست گوشزد شده است . اين علامت داراى اشكالى مختلف است كه ما برخى از آنها را در اينجا متذكَّر مىشويم : 1 - اگر معاد و ابديّتى نباشد اين دنيا به هيچ وجه قابل تفسير و توجيه نيست . اين همان علامت و دليل است كه هم متفكَّران شرقى آن را گوشزد كرده‌اند و هم متفكَّران غربى ، از آن جمله ناصر خسرو مىگويد :

روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى
هامش
( 1 ) البقرة آيهء 157 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 89 | محمد تقي جعفري