عمل ميكرد ، مسير تاريخ طبيعى خود را عوض ميكرد و وارد مسير تاريخ انسانى مىگشت ، ولى ، هيهات كه هر چه بشريّت پيش مىرود ، براى تاريخ طبيعى خود ، مسيرهاى متنوّع و متعدّدى باز مىكند و نام آن را هم جريان تكاملى مىگذارد عبارات ميخائيل نعيمه بقرار زير است : فالَّذى فكَّره و تأمّله و قاله و عمله ذلك العملاق العربىّ بينه و بين نفسه و ربّه لممّا لم تسمعه أذن و لم تبصره عين . و هو أكثر بكثير ممّا عمله بيده أو أذاعه بلسانه و قلمه . . . ( 1 ) ( آنچه را كه علىّ بن ابي طالب عليه السّلام « آن بزرگمرد بسيار با عظمت » ما بين خود و شخصيّت خويشتن و ما بين خود و پروردگارش انديشيده و تأمّل نموده و گفته و عمل كرده است خيلى بيش از آن است كه با دستش انجام داده يا آن را با زبان و قلمش اشاعه فرموده است . ) يك نكتهء بسيار مهمّ ديگر كه در سخنان امير المؤمنين عليه السّلام در موارد دريافت - شدههاى آن بزرگوار به چشم مىخورد ، اينست كه آن بزرگوار اغلب به بيان مطلب اكتفاء نموده و براى اثبات آن دليلى نمىآورند ، گوئى آن حضرت واقعيّتى ملموس را توصيف مىفرمايند ، فقط كارى كه براى دريافت چنان واقعيّت بايد صورت بگيرد خم شدن انسان به روى وجدان و فطرت يا دل خويشتن براى ديدن و پذيرش واقعيّتى است كه در خود دارد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 206
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠٦
- در توضيح دريافتهاى انسانهاى كمال يافته مطالبى گفته شد كه مىتواند روشنگر استدلال و توجيه متّكى به شهود نيز بوده باشد . با اين حال چون اين دو نوع استدلال با يكديگر متفاوت مىباشند ، لذا مىپردازيم به بيان مختصرى در تفاوت آن دو با يكديگر . قضايايى كه در استدلال با دريافت انسانهاى كمال يافته ، به كار مىرود ، قابل طرح در فضاى معارف عمومى بشر است . از اين جهت اين گونه
هامش
( 1 ) الامام علىّ بن ابي طالب - صوت العدالة الانسانيّة مقدّمه بقلم ميخائيل نعيمه ص 7 .