لا تدركه العيون بمشاهدة العيان ، و لكن تدركه القلوب بحقائق الإيمان
( درك نمىكند خدا را چشمان ظاهرى با مشاهدهء عينى ، ولى دلها او را با حقائق ايمان در مىيابد . )
و نؤمن به إيمان من عاين الغيوب
[ خطبهء 114 ص 169 ] ( و ايمان مىآوريم به خدا ، ايمان كسى كه حقائق غيبى را مىبيند . ) و بديهى است كه ديدن حقائق غيبى جز با شهود راه ديگرى ندارد .
4 - ارشاد
اگر چه سخنان امير المؤمنين عليه السّلام همه و همه براى ارشاد مردم گفته شده است ، با اين حال كيفيّت ارشادى آن سخنان با توجّه به اختلاف ابعاد بايستگىها و شايستگىهاى انسانى در مسير رشد و سلوك بسوى خدا مختلف است . توضيح اين كه سه طريق گذشته ( بيان واقعيّات با اصول و قوانين بنيادين و استدلال يا روش توصيفى ، و استدلال ) در سخنان امير المؤمنين عليه السّلام در حقيقت وسائلى براى ارشاد انسانها است كه عبارتست از شناساندن و توجيه آنان به رشد حقيقى خود . آن انسان كامل با همهء طرق و وسائل بطور جدّى مىخواهد مردم را از روى خاك كه سخت آنانرا به خود جذب نموده است بلند كرده و از جان پاك خودشان آگاه بسازد و سپس آنانرا در نتيجهء آشنائى كه با جان پاك پيدا كردهاند در جاذبهء كمال قرار بدهد . بنا بر اين ، بيتى -
چيست دين برخاستن از روى خاك
تا كه آگه گردد از خود جان پاك
كه از محمّد اقبال لاهورى بيادگار مانده [ و خود يا بى است بسيار پر معنى ] بيان كنندهء عاليترين مقدّمهء آن هدف اعلا است كه دين منظور نموده و سرتاسر سخنان امير المؤمنين عليه السّلام ارشاد بسوى آن مىباشد .
اگر چه همانطور كه گفتيم همهء سخنان امير المؤمنين عليه السّلام شناساندن طرق رشد و كمال انسانى و توجيه همهء مردم بسوى آن است ، با اين حال كيفيّت طرق رشد