تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

قسم عمده تقسيم مىگردند : قسمى از آنها بديهى و نياز به اثبات و تحليل و تركيب ندارد مانند : قيمة كلّ امرء ما يحسنه [ حكم شمارهء 81 ] ( ارزش هر مردى بستگى دارد به آن چه كه او را نيكويش گرداند . ) الإعجاب يمنع الازدياد [ حكم شمارهء 167 ] ( خودپسندى از افزايش رشد مانع مىشود . ) لا ترى الجاهل إلَّا مفرطا أو مفرّطا [ حكم شمارهء 70 ] ( نخواهى ديد جاهل را مگر افراط گر و يا تفريط كننده . ) و قسم ديگر جملات حكيمانه ايست كه يا صراحتا مورد استدلال حكيمانه قرار گرفته است مانند پاسخى كه در بارهء سؤال از ترجيح عدل و احسان بر يكديگر فرمودند : العدل يضع الأمور مواضعها ، و الجود يخرجها من جهتها ، و العدل سائس عامّ ، و الجود عارض خاصّ ، فالعدل أشرفهما و أفضلهما [ حكم شمارهء 437 ] ( عدالت همهء امور را در موضع بايستهء خود قرار مىدهد ، و بخشش و احسان آن امور را از جهت خود خارج مىسازد ، عدالت مديريّت عمومى دارد ، و احسان حالت عارضى مخصوصى است . پس عدالت شريفترين و برترين آن دو است . ) و از كلمات حكيمانهء آن حضرت كه دلائل حكمى آنها در خودش نهفته است ( 1 ) ،

هامش
( 1 ) اين گونه قضايا را در اصطلاح منطق قياساتها معها ( قضايايى كه دلائل قياسى آنها با خود آنها است ) مىنامند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 203 | محمد تقي جعفري