بسرت بزند و يا در صدد آن باشى كه فساد يك فرد ضررى به صلاح جامعه وارد نياورد ] هيهات كه كوشش بيهوده اى را مرتكب مىشوى . ) همچنين اگر در يك جامعه يكى از اصول و قوانين زير پا گذاشته شد ، بقيّهء آنها نيز در معرض زوال و فنا قرار خواهد گرفت وقتى كه در يك جامعه وجدان كار از فعّاليّت بيفتد ، قطعى است كه ديگر وجدانها هم مانند وجدان زندگى اجتماعى ، وجدان اخلاقى ، وجدان آگاه ، وجدان مديريّت ، وجدان سياسى ، وجدان قضائى از فعّاليّت منطقى خود متوقّف مىشود و از كار مىافتد . دليل اين ارتباط و پيوستگى ، همان اتّصال شئون مادّى و معنوى انسانها به يكديگر است . در همين مثالى كه زديم اين اتّصال را بررسى مىكنيم : جامعه اى كه وجدان كار در آن از كار افتاده است ، بدانجهت كه در چنين فرضى روى كارهايى كه بايد انجام بگيرد ، چه كارهاى فكرى و چه كارهاى عضلانى ، هيچ تضمينى نيست ، يعنى كمّيّت و كيفيّت هر دو نوع كار در معرض اختلال است ، در نتيجه وجدان زندگى اجتماعى كه بر واقعيّتها تكيه مىكند ، يعنى بر اصل تحقّق صحيح كار خود را استوار ميداند ، با احساس تخلَّف اصل مزبور از فعّاليّت مىافتد ، نتيجه اى كه سقوط وجدان زندگى اجتماعى از فعّاليّت ، بوجود مىآورد ، اختلالات اخلاقى است كه ناشى از نقض تعهّدها ، دروغها ، رشوه خوارىها ، مىگردد و سقوط وجدان اخلاقى از فعّاليّت را ببار مىآورد . سقوط وجدان اخلاقى از اهمّيّت و ضرورت آگاهىها مىكاهد ، زيرا تحصيل آگاهىهاى همه جانبه براى ارضاى وجدان كار و وجدان زندگى اجتماعى و وجدان اخلاقى است ، و هنگامى كه اين وجدانها مختلّ و از فعّاليّت ساقط گشت آگاهى نه تنها فايده اى ندارد ، بلكه ممكن است موجب زجر و شكنجه هم بوده باشد .
بديهى است كه پس از ورود اختلالات در وجدانهاى مزبور ، وجدانهاى ديگر مانند وجدان مديريّت ، وجدان سياسى ، وجدان قضائى ، وجدان هنرى . . . و همهء وجدانهاى ديگر مختلّ و از كار مىافتند . اكنون ارتباطات زنجيره اى سقوط ارزشها و اصول عالى انسانى را در سخنان امير المؤمنين عليه السّلام بررسى مىكنيم - وقتى كه باطل براى خود جاى پا پيدا كرد حقّ و وجدان حقّ گرايى و حقّ يا بى و حقّ جوئى از فعّاليّت افتاد : - نادانى يكَّه تاز ميدان اجتماع مىشود ، علم و معرفت ارزش و فروغ خود را
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٢