تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
علم نفى ميكنند ، در حقيقت وضع روانى آنان شبيه به وضع روانى پرستندگان است كه موضوع مطلوب خود را تا حدّ پرستش بالا برده‌اند .

مطلب پنجم - نويسنده مىگويد : « فقط اختلاف اساسى كه ما بين علم و مذهب موجود است ، اينست كه مذهب معلومات موجوده را بدست خيالات سپرده ، علم آنها را بوسيلهء منطق و تجربيّات يعنى به كمك فكر كردن كاملتر مىنمايد » .

حقيقت اينست كه معلوم نشد مقصود نويسنده از مذهب و علم چيست كاش نويسنده نخست بر مبناى روش علمى ، اين دو موضوع ( مذهب و علم ) را بطور قانع كننده تعريف ميكرد و سپس به بيان مختصّات هر يك و تفاوت آن دو با يكديگر مىپرداخت . به نظر مىرسد مقصود نويسنده جريان مذهب در مغرب زمين و ديگر سرزمينهائى بوده است كه با داشتن مختصّاتى كه نويسنده آنها را شمرده است ، اين خاصيّت را هم كه « معلومات موجوده را بدست خيالات مىسپارد » دارا است امّا دين اسلام كه نويسنده به جهت نشو و نمايى كه در كشورهاى اسلامى داشته است ، مىبايست اطَّلاعات لازم و كافى در بارهء آن داشته باشد ، نه تنها معلومات موجوده را بدست خيالات نمىسپارد ، بلكه بدانجهت كه غوطه ور شدن در خيالات خلاف واقعيّات است ، مردم را به اجتناب از آنها دعوت مىكند و با طرق گوناگون به تعقّل و تفكَّر و تدبّر و تفقّه و پيش برد شعور و بينائى دستور اكيد صادر مىنمايد . من تاكنون در هيچ يك از مباحث اين 19 مجلَّد از ترجمه و تفسير نهج البلاغه اين گونه خواهش و التماس اكيد نكرده‌ام كه در اين مبحث از مطالعه كنندگان ارجمند خواهش و التماس ميكنم و تقاضاى اكيد مىنمايم كه براى اثبات اين حقيقت كه اسلام اساسىترين خدمت را به علم انجام داده است ، مراجعه فرمايند به كتابهاى : 1 - تاريخ علوم - پىيرروسو ترجمهء آقاى حسن صفّارى . 2 - علم در تاريخ - جان برنال ( 1 ) ترجمهء آقاى اسد پور پيرانفر - و آقاى كامران فانى

هامش
( 1 ) در كتاب مزبور ص 206 مىگويد : « اسلام از همان آغاز ، دين دانش شمرده مىشد . » و در همين كتاب ص 208 مىگويد : « بعلاوه شهرهاى اسلامى بر خلاف شهرهاى امپراطورى رم ، خود را از ما بقى جهان شرق منزوى نكرده بود . اسلام محلّ التقاى دانش آسيائى و اروپائى بود ، بالنّتيجه اختراعات كاملا جديدى صورت گرفت كه براى تكنولوژى يونانى و رومى ناشناخته و يا دسترس ناپذير بود از جمله مىتوان مصنوعات فولادى ، كاغذ سازى ابريشمى و ظروف چينى لعابى را نام برد . اين اختراعات بنوبت خود مبناى ترقّيات بيشترى را تشكيل دادند كه موجبات تحرّك غرب و تحقّق انقلاب قرن 17 و 18 را در اين ديار فراهم آورد . »
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 121 | محمد تقي جعفري