تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

و بسيار غافل متوجّه ميشوند كه مىتوانند به سهولت تمام يك محقّق و استاد شوند . « سپس » اندرسكى « براى عينى كردن اتّهام خود ، به شيوهء آنان ، يك آزمون » لغت شناسى « از دانشجويان علوم اجتماعى انگليسى به عمل آورد و اثبات كرد كه » اين عدّه از همهء دانشجويان ديگر ، حتّى رشته‌هاى مهندسى و فيزيك « كمتر نمره آوردند هدف » اندرسكى « از انتشار اين كتاب اين است كه به اهل مطالعه و تحقيق هشدار دهد كه در خواندن اين گونه آثار دقّت به خرج دهند و فريب لغت پردازىها و فرمولها و جدولها و نتيجه گيرىها و اكتشافات مبتذل نويسندگان » و الا مقام « را نخورند . » ( 1 ) در اين مبحث ، براى تأكيد به آن چه كه گفتيم : كه علم مجرّد از آرمانهاى اعلاى بشرى نمىتواند پاسخگوى سؤالات او بوده باشد عباراتى را از ژان فوراستيه نقل مىكنيم كه در اين مبحث بسيار مفيد است . در كتاب ژان فوراستيه در بارهء علم چنين مىخوانيم : « هياهو در بارهء پيروزيهاى علمى و فنّى نمىتواند گوشهاى همهء افراد بشر را نسبت به اشتغالات احساسات و حساسيّت آدمى بمقاصد نهائى ، يعنى نتائج كوتاهى عمر بشر و وسعت سرنوشت ابدى او كر سازد . آيا علم مىخواهد با اين ادّعا كه قادر است به تمام احتياجات بشر پاسخ گويد ، ما را فريب دهد يا فقط بقدرت خود مغرور است و آيا اين غرور با روح تجربى سازگار است علم بر اثر وفادارى نامعقول به اصل موجبيّت ، قسمتى از واقعيّت ، يعنى امور غير معقول و امور احساسى و به نحوى وسيعتر احساسات و رؤيا و هنر را مورد غفلت قرار داده و كم ارزش شمرده و بدين ترتيب بسيارى از صاحبان انديشه را نا اميد ساخته و از فعّاليّت باز داشته است . همچنين به رواج فرار از واقعيّت و عصيان و انفجار كه در اوج عصر تجربى موجب شده است كه مللى كه قهرمان روح علمى بودند بر اثر آلودگى از هم بپاشند و ديوانه اى زنجيرى و پارانوئيك

هامش
( 1 ) ترجمه از فاضل محترم « آقاى محمّد جواد - سهلانى » از مجلَّهء تايم صفحهء 57 مورّخ 25 سپتامبر 1972 ، نقل از كتاب علوم اجتماعى بسان شعبده بازى تأليف استانيسلاواندرسكى .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 118 | محمد تقي جعفري