نيست ، بلكه همانطور كه صريحا در دو جمله ديده مىشود اين طبقه بر حسب طبيعت خود هيئت جامعه و متناسب با درجهء تمدّن تثبيت مىشود . ثانيا - اين كه مىگويد : « و بمجرّد اين كه تاريخ وجود آنها را نا لازم دانسته ، ضعيف شده به خودى خود از ميان رفتهاند » بايد پرسيد مگر بوجود آمدن طبقهء روحانيّون مستند به طبيعت هيئت جامعه و درجهء تمدّن آن نيست ، بنا بر اين ، تاريخ بعنوان يك امر انتزاعى و تجريدى نمىتواند آن طبقه را از بين ببرد ، بلكه بايد چنان تغيير و دگرگونى در طبيعت هيئت جامعه و درجهء تمدّن آن بوجود بيايد كه بتواند آن طبقه را تضعيف كرده و از ميان بردارد . از طرف ديگر بايد با يك ديد علمى به علَّت يا بى ضرورت وجود طبقهء روحانيّون در جامعه پرداخته و ببينيم چه علَّتى باعث مىشود كه طبيعت هيئت جامعه و درجهء تمدّن آن ، طبقهء روحانيّت را بوجود مىآورد و ضامن ادامهء وجود آن مىگردد اين نكته ايست كه نويسنده مىبايست آن را با ديد علمى قانع كننده مطرح نمايد . اگر گفته شود : مذهب وسيلهء دست قدرتمندان براى كوبيدن ضعفاء است چنان كه در مباحث گذشته ديديم ، پاسخ اين گفتار را صريحا با برهان روشن متذكَّر شديم ، لذا نمىتوان گفت : طبقهء روحانيّت آلت دست قدرتمندان است و با از بين رفتن قدرتمندان و باصطلاح كلَّىتر با از بين رفتن قدرت از بين خواهد رفت ، بلكه چنان كه در گذشته اشاره كرديم كه قدرتمندان در گذشته پيامبران را به اين دليل كه مىخواهند قدرت در همهء اشكالش را از دست آنان بگيرند و با برقرار ساختن عدالت اجتماعى ضعفاء و ناتوانان را هم از آن قدرت برخوردار بسازند ، آنان را ( قدرتمندان را ) بوسيلهء مذهب تخدير ميكنند ، طرد مىكردند . در داستان سبئيّون و پيامبرانى كه قدرتمندان آنانرا تهديد به وجود مبدء و معاد مىنمودند ، آن قدرتمندان به پيامبران مىگفتند : ما به سخنان شما گوش نخواهيم داد ، زيرا شما ما را تخدير مىكنيد تا از ما بگيريد و به ناتوانان بدهيد . ( 1 ) و مولوى در تحليل علمى اين
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 124
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢٤
هامش
( 1 ) قرآن كه آخرين كتاب آسمانى است و عدّه اى كه آن را بعنوان آسمانى بودن قبول ندارند ، حدّاقلّ مىدانند كه تاريخىترين كتاب مذهبى كه اسنادش به بانى آن مذهب صد در صد است ، بيش از ده مورد تصريح مىكند كه اين اعيان و اشراف و قدرتمندان ( ملأ ) بودند كه با پيامبران مبارزه مىكردند نه فقرا و اين پيامبران بودند كه حامى مستضعفان بودند و با فراعنه و طواغيت مبارزه مىنمودند .