زين عذاب جوع بارى وارهم
گر حيات اينست من مرده به ام
گر خر اوّل توبه و سوگند خورد
عاقبت هم از خرى خبطى بكرد
حرص كور و احمق و نادان كند
مرگ را بر احمقان آسان كند
هست آسان مرگ بر جان خران
كه ندارند آب جان جاودان
از همين جا نكتهء اساسى تحت تأثير قرار گرفتن از دروغها و دغلها و حقّه بازيها روشن مىشود كه عبارت است از حرص و طمع كه آدمى را احمق و نادان مىسازد و مرگ نابهنگام را نتيجه مىدهد . بالاخره فريبكاريها و دروغهاى روباه -
برد خر را روبهك تا پيش شير
پاره پاره كردش آن شير دلير
شير گوشت خر را خورد و -
تشنه شد از كوشش آن سلطان دد
رفت سوى چشمه تا آبى خورد
روبهك خورد آن جگر و بند و دلش
آن زمان چون فرصتى شد حاصلش
شير چون واگشت از چشمه بخور
جست دل از خر نه دل بد نه جگر
گفت روبه را : جگر كو دل چه شد
كه نباشد جانور را زين دو بدّ
گفت اگر بودى ورا دل با جگر
كى بدين جا آمدى بار دگر
آن قيامت ديده و آن رستخيز
وان ز كوه افتادن از هول گريز
گر جگر بودى ورا يا دل بدى
بار ديگر كى بدينجا آمدى
يعنى اگر واقعا آن خر فهم و عقل و دل داشت ، پس از ديدن چنان منظرهء هولناك ، چگونه بار ديگر خود را به دامان مرگ انداخت . آرى ، بدينسان حرص و آز موجب از بين رفتن درك و عقل و عاقبت انديشى مىگردد و بقول امير المؤمنين عليه السلام : و تخدعهم الكواذب
( و دروغها آنان را مىفريبد . ) دو جملهء بعدى ( براى هر اجلى كتابى است ، و براى هر غيبتى برگشتى ) چنان كه ابن ابى الحديد هم متوجّه شده است ، گسيخته از جملات قبلى است و ارتباطى با آنها ندارد و اين قطع و وصل مربوط به ذوق انتخاب مرحوم سيّد رضى است .
البتّه مىتوان با يك تأويل بسيار كلَّى ، وجهى را براى ارتباط ميان آن دو جمله