دكتر تقى ارانى مىگويد : « سه خاصّيّت مهمّ مذهب را رو به فنا مىبرد
: 1 - اختلاف مذهب با علم - مذهب اگر صحيح باشد ، بايد ثابت باشد و حال آنكه علم متغيّر است و انسان متمدّن نمىتواند منكر ادراكات خود بشود . و اگر مذهب مانند علم تغيير پذيرد ، پس هر يك از حالات آن نيز صحّت مطلق را از دست مىدهد و خود را معدوم مىكند . 2 - مذهب توليد اختلاف و نزاع ما بين پيروان و امم مذاهب مختلفه مىكند ، چه هر يك خود را حقّ ، و ديگران را باطل ميداند ، در صورتى كه تمام از يك ريشه توليد شده ، داراى صفات عمومى و مطابق مىباشند . 3 - مذهب همواره آلت دست طبقهء مقتدر و هيئت حاكمهء جامعه است و براى مغلوب كردن طبقهء زير دست ، همواره تسبيح و صليب با سرنيزه در يك صف حركت مىنمايند . همين صفات باعث انقراض اساسى مذهب مىشود . فقط اختلاف اساسى كه ما بين علم و مذهب موجود است اينست كه مذهب معلومات موجوده را به دست خيالات سپرده علم آنها را بوسيلهء منطق و تجربيّات ، يعنى به كمك فكر كردن كاملتر مىنمايد . » ( 1 ) در همين كتاب در صفحهء 276 مىگويد : « ظهور طبقهء روحانيّون نيز مانند طبقات ديگر بر حسب طبيعت خود هيئت جامعه بوده و به مجرّد اين كه تاريخ وجود آنها را نالازم دانسته ضعيف شده به خودى - خود از ميان رفتهاند . عقايد آنها كه خود هم مانند عموم معتقد بودهاند ، عقائد عمومى و مناسب با درجهء تمدّن زمان بوده است . در ادوارى كه بشر با ساده ترين قواى طبيعت هم مجبور بوده است ، جنگ سخت بكند تا زندگانى خود را تأمين نمايد ، روحانيّون