1 - تعقّل
- مؤلَّف كتاب فوق مىگويد : « تعقّل نخستين نياز است . كمتر كسى از منابع فكر خويش آگاه است . بنا بر اين ، ما قسمت اعظم وقت خود را در خيالبافى بسر مىبريم و براى عقيده هائى كه از پيش داريم ، دليل مىتراشيم . تعقّل نيازمند روش عينى است و خود چنين روشى موجب مىشود كه انسان نظريّههاى آزمايشى تنظيم كند و صحّت و سقم آنها را با روش آزمايشگاهى معلوم دارد . تعقّل يك فعّاليّت قصدى است و به گفتهء ديويى : « وضع نامعلومى را به معلوم تبديل كند . » اين مادّه كه در تربيت اسلامى فوق العاده با اهمّيّت تلقّى شده است ، به سه مادهء اساسى تحليل مىشود : الف - تعقّل داراى مفهومى است كه آن را مىتوان چنين توصيف نمود : تعقّل كه بايد تقويت شود ، عبارتست از تفكَّر هدفدار با انطباق بر قوانين ، يا به عبارت صحيحتر با انطباق قوانينى كه صحّت آنها اثبات شده است بر آن . اين مادّه در قرآن مجيد با عبارات گوناگون شديدا مورد تذكَّر قرار گرفته است ، با كلمهء تفكَّر در 16 آيه مانند : * ( قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ الله وَلا ) * ( 1 ) ( به آنان بگو : آيا نابينا و بينا يكى است آيا فكر نمىكنيد ) و با كلمهء عقل در چهل و نه آيه مانند : * ( وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ ) * . ( 2 ) ( و پليدى را براى كسانى قرار مىدهد كه تعقّل نمىكنند . ) با كلمهء تدبير در چهار آيه مانند :